متن دلخواه شما
خواص گلاب مضرات طبع طریقه مصرف عرق روغن بخور بارداری دمنوش چای خواص گلاب
جمعه 12 آذر 1395 ساعت 18:22 | بازدید : 41 | نوشته ‌شده به دست padidegolab | ( نظرات 0 )

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی

چرا زنان بیشتر از مردان افسردگی می گیرند؟

چرا زنان بیشتر از مردان افسردگی می گیرند؟

 

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

چرا افسردگی در بارداری جدی گرفته نمی‌شود؟!

میزان بروز افسردگی در خانم ها تقریبا 2 برابر آقایان است

چرا زنان بیشتر از مردان افسردگی می گیرند؟
امروزه بیشتر خانم ها بیش از پیش فشارهای روانی داخل و خارج خانه را تحمل می کنند و بیشتر ممکن است دچار افسردگی یا مشکلات روان شناختی می شند. البته فیزیولوژی بدن آنها نیز از نظر هورمونی، شرایط را برای بروز افسردگی و اختلال های خلقی مهیا می کند.

شواهد نیز نشان داده میزان بروز افسردگی در خانم ها تقریبا 2 برابر آقایان است. پس لزوم شناخت خلق و خوی خانم ها و توجه به تغییرات هورمونی و اقدام به موقع اطرافیان می تواند تا حدود زیادی سطح سلامت روان خانم ها را بالا ببرد. برای توضیح بروز افسردگی در خانم ها باید از 3 دیدگاه بیولوژیک، روان شناختی و اجتماعی به آن پرداخت.
• افسردگی زنان از منظر بیولوژیک
وضعیت هورمونی در خانم ها به خصصوص با تغییرهایی که قبل از قاعدگی، بعد از زایمان و در حول و حوش یائسگی در بدنشان ایجاد می شود، احتمال بروز افسردگی را در آنها بیشتر می کند. به عبارتی، تغییرات هورمون ها نظیر ترشح استروژن و پروژسترون یا هورمون های اکسی توسین و پرولاکتین بر وضعیت روان شناختی خانم ها اثر می گذارد. به طوری که استروژن با اثر بر سروتونین و گیرنده های آن و تغییر ترشح اندورفین می تواند اثر کاهنده بر اختلال افسردگی داشته باشد. اکسی توسین و پرولاکتین نیز روی خلق اثر مثبت می گذارند و کاهش پروژسترون باعث اضطراب می شود.

• افسردگی زنان از منظر اجتماعی
دومین ریشه افسردگی در خانم ها، علل اجتماعی است که از مهم ترین آنها می توان به موقعیت اجتماعی، جایگاه شغلی و تبعیض هایی که نسبت به خانم ها در جامعه یا دنیا وجود دارد، اشاره کرد. به عبارتی با گسترش شیوه زندگی صنعتی، خانم ها علاوه بر نقش باروری، چند مسئولیت دیگر همچون حضور در محیط کار بیرون از منزل و نیز مدیریت امور منزل را به عهده گرفته اند و به مراتب نسبت به مردان حجم کار بیشتری را باید انجام دهند.

فارغ از مسئولیت های کاری و مدیریت امور منزل، بارداری هم بار سنگینی است که طبیعت به عهده خانم ها گذاشته است. با توجه به نقش مهم خانم ها در خانواده و اجتماع و وظایف مهمی مثل بارداری و حفظ بقای بشر که به آنها محول شده است، افسردگی شان، هزینه بیشتری را متوجه خانواده و اجتماع خواهدکرد. بنابراین توجه به حالت های روانی خانم ها و پیشگیری و درمان به موقع افسردگی شان باعث ارتقای سطح بهداشت روانی خواهدشد. پیشیگیری از افسردگی در خانم ها مهم است. می توان با روابط اجتماعی قوی، ایجاد جایگاه مناسب شغلی و مهم تر از همه، درک و همدلی با آنها از افسرده شدنشان جلوگیری کرد.

• افسردگی زنان از منظر روان شناختی
اختلال در روابط بین فردی، فشار افکار منفی و بروز درماندگی از دلایل روان شاختی ای هستند که عامل مهمی برای فراهم شدن زمینه افسردگی در خانم ها محسوب می شوند.

افسردگی زنان,رابطه بارداری و افسردگی,علل افسردگی در زنان

حدد 10 درصد از خانم ها دچار اختلالات خلقی به نام نشانگان پیش از قاعدگی می شوند

• انواع رایج افسردگی در زنان
خانم ها به 3 نوع افسردگی بیشتر مبتلا می شوند؛ افسردگی ناشی از نشانگان پیش از قاعدگی، افسردگی ناشی از بارداری و زایمان و افسردگی ناشی از یائسگی.
-افسردگی قبل از قاعدگی
حدد 10 درصد از خانم ها دچار اختلالات خلقی به نام نشانگان پیش از قاعدگی می شوند. این افراد در نیمه دوم دوره ماهیانه به دلیل تغییرات سطح هورمون ها، تغییرات خلقی پیدا می کنند. تغییرات خلقی به صورت گریه کردن زیاد، حساس شدن، بدبینی، اضطراب و فکار منفی نسبت به حال و گذشته است که عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. گاهی برخی از افراد تغییراتی را در تمرکز، انرژی و اضطراب تجربه می کنند.
بعضی از خانم ها متوجه تغییرات خلقی ماهیانه هستند و به تدریج راه های مقابله با آن را آموخته اند، ولی بعضی از آنها اطلاعی از این موضوع ندارند و در این مواقع روابط بین فردی شان با دیگران یعنی نزدیکان و غریبه ها دچار تنش می شود. چنین حالت روانی ای را در خانم ها باید طبیعی فرض کرد و فقط وقتی علائم باعث اختلال در علمکرد فرد می شود، به درمان نیاز است. درمان توصیه های غیردارویی و دارویی است. توصیه به اینکه خانم در این مدت تغذیه مناسبی داشته باشد، مایعات کافی دریافت و حتما ورزش کند. داروها نیز شامل ویتامین ها و مکمل هاست که به آرامش اعصاب کمک می کند.

– بروز افسردگی در دروان یائسگی
در دوران یائسگی بعد از کاهش هورمون های زنانه و تغییر فیزیولوژی خانم ها، تغییرات خلقی مشاهده می شود که معمولا به صورت زودرنجی، احساس گرگرفتگی و اضطراب است اما خانم هایی که سابقه افسردگی فردی یا خانوادگی دارند، بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی هستند و در صورت دیدن علائم افسردگی در آنها باید خیلی زود اقدامات درمانی انجام گیرد. فعالیت روزمره خانم ها در زندگی خصوصی و در عرصه اجتماعی به میزان زیادی احتمال بروز افسردگی در دروان یائسگی را کاهش می دهد.
– افسردگی در دوران بارداری
با تغییرات هورمونی که در دوران بارداری ایجاد می شود، بدن خانم ها تا حدی به کمک اکسی توسین و پرولاتین در مقابل اختلالات روانی ایمن می شود مگر اینکه سابقه اختلالات روان پزشکی را از قبل داشته باشند. در این افراد احتمال دارد اختلالی که از قبل وجود داشته، تشدید شود. به همین دلیل اگر خانمی افسرده است، باید قبل از اقدام به بارداری، درمان شود چون ممکن است افسردگی در دوران بارداری به رشد جنین آسیب برساند.

مهم تر از دوران بارداری، دوران پس از بارداری است که به علت کاهش سریع هورمون ها، احتمال افسردگی در خانم ها بالا می رود. نزدیک به 70درصد از خانم ها در روزهای اولیه بعد از زایمان حالت ملال را تجربه می کنند که به صورت گریه گهگاه و احساس غم تظاهر می کند ولی این حالت های روانی نشانه افسردگی نیستند و طی هفته اول پس از زایمان برطرف می شود اما 10 درصد خانم ها دچار افسردگی اساسی می شوند که لازم است درمان شوند.

منبع :

هفته نامه سلامت

bartarinha.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جمعه 12 آذر 1395 ساعت 18:22 | بازدید : 54 | نوشته ‌شده به دست padidegolab | ( نظرات 0 )

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی

علل افسردگی و درمان آن

علل افسردگی و درمان آن

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

تاثير افسردگي در زندگي زناشويي

ورزش، بخصوص ورزش های جمعی، افسردگی و دلمردگی را کاهش می دهد

به لحاظ بالینی به بحث افسردگی در آسیب شناسی روانی یا روان شناسی مرضی پرداخته می شود. افسردگی مجموعه ای از علائم یک اختلال را در پی دارد که شامل چند ویژگی اصلی است؛ خُلق فرد، پایین است و حالت احساسی اش حالت خوبی نیست.

همیشه نسبت به پدیده های اطراف، احساس ناخوشایندی دارد. از طرفی، این فکرهای ناخوشایند، با نبود لذت همراه است برای نمونه اگر فرد، پیش از این از بیرون رفتن با دوستانش احساس لذت می کرد، الان اگر با آنها باشد که ترجیح می دهد نباشد، دیگر آن احساس لذت گذشته را ندارد.

افسردگی با احساس ناخوشایند و افکار بدبینانه نسبت به خود، اطرافیان و محیط، همراه است. اعتماد به نفس پایین می رود و نگرشی بد، نسبت به آینده پدید می آید؛ به این معنی که هر روز، سیاه تر و بدتر از روز پیش می شود. ممکن است در ذهن فرد افسرده، افکار ضربه زننده یا ایده های خودکشی پدید بیایند که گاهی فرد به این افکار عمل می کند یا اقدام به خودکشی می کند.

فرد افسرده، علائم نباتی و فیزیولوژیک زندگی اش به هم می ریزد؛ اشتهای او کم می شود و سیستم روانی ـ حرکتی او دچار اختلال می شود، در انجام کارها کند می شود و خوابش به هم می ریزد؛ یا شب ها دیر می خوابد و یا صبح ها خیلی زود بیدار می شود و خوابی بریده، بریده دارد.البته در نوعی از افسردگی غیرعادی یا غیرمعمول، علائم افسردگی متفاوت است؛ فرد ممکن است خیلی پُرخور یا پُرخواب یا حتی پُرحرکت شود.

علل افسردگی
بخشی از آن به دلیل شرایط ژنتیکی است؛ افرادی که خانواده و بستگانشان، اختلالات خُلقی دارند، بیشتر ممکن است دچار افسردگی شوند.

وجه دیگر آن ممکن است به دلیل عوامل مغزی باشد؛ کاهش برخی انتقال دهنده های عصبی در سیناپس های مغزی. اما بخش عمده ای از افسردگی که به آن افسردگی واکنشی گفته می شود، ناشی از مسائل و مشکلات محیطی فرد است مثل واکنش به اعتماد دیگران یا شرایط جامعه.

دلیل دیگری که در بروز افسردگی ممکن است مطرح شود، تغییر فصول است؛ اختلالات افسردگی فصلی، در مواقع خاصی از سال، بخصوص در فصل هایی که نور خورشید کمتر است، دیده می شود. گفته می شود، افرادی که در کشورهایی نظیر اسکاندیناوی زندگی می کنند، آدم های بی احساس تری هستند.

اما دلمردگی و سرزنده نبودن، لزوما به معنای افسردگی از نوع بالینی و مرضی نیست. نبود شادی و نشاط در زندگی افراد و به طور کلی در جامعه، می تواند در دلمردگی افراد و ناامید بودن آنها به آینده نقش بسزایی داشته باشد.

چه افرادی مستعد افسردگی هستند
افرادی که در خانواده یا وابستگان خود فردی را داشته باشند که به این بیماری مبتلا باشد؛ خانواده های پرتنش و پراضطراب، فرزندان طلاق، یک رابطه عاطفی که به شکست بینجامد، ناکامی های روزمره ، عوامل اجتماعی نظیر فقر، بیکاری و بخصوص، احساس تبعیض در جامعه.

درمان افسردگی
آنچه از آن به عنوان یک بیماری یاد می شود، باید تحت درمان متخصصان سلامت روان قرار بگیرد که خود شامل یک پروسه درمانی ـ دارویی است. برنامه های غیردارویی هم موثر هستند مثل روانکاوی و درمان های شناختی که روی باورها و عقاید فرد کار می شود و به آن رفتار درمان شناختی می گویند.

اما آنچه از آن با عنوان دلمردگی یاد شد با افزایش شادی در جامعه، مدیریت هیجان ها و استرس ها و آموزش راه هایی به فرد که باعث شادی و نشاط او می شود، قابل درمان است.

ورزش، بخصوص ورزش های جمعی، افسردگی و دلمردگی را کاهش می دهد. تماشای تئاتر و کتاب خواندن هم بسیار موثر است بویژه کتاب های خودیار که راه های غلبه بر افسردگی را به فرد آموزش می دهد، از راه های دیگری است که به فرد در کاهش افسردگی یاری می رساند.

داشتن معنا در زندگی بسیار مهم است؛ این که فرد در بدترین شرایط هم به واسطه اصالتی که به زندگی اش معنا می دهد، احساس تهی بودن و خلأ نکند.

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی

منبع:جام جم آنلاین


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جمعه 12 آذر 1395 ساعت 18:22 | بازدید : 42 | نوشته ‌شده به دست padidegolab | ( نظرات 0 )

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی

تاثير افسردگي در زندگي زناشويي

تاثير افسردگي در زندگي زناشويي

 برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

علل افسردگی و درمان آن

افسـردگـي بر روي کليه جنبه هاي زندگي تاثير مي گذارد. در اين مورد بايد اذعان داشت که روابط با جنس مخالف نيز از اين امر مستثني نيستند.

زمانيکه يـکي از طرفـين در يک رابطه دچار افسردگي شده باشد، رابطه آنقدر آسيب مي بيند که مي توان گفت بقاي آن با مشکل جدي مواجه خواهد شد.

البته مي توان اظهار داشـت کــه يک رابطه خوب مي تواند براي کساني که دچار افسردگي هستند، نقش مرهم را بازي کند؛ زمانيکه ميلي به انجام هيچ کاري نداريم، کمي عشق و محبت مي تواند ما را از دلتنگي بيرون آورد.

اگر شريکتان افسرده باشد

افراد افسرده تمايلي به انجام کارهاي روزمره ندارند، آنها احساس مي کنند که بدنشان به اندازه کافي انرژي ندارد، از پس هر کاري بر نمي آيند، همچنين توانايي برقراري ارتباط مناسب با خانواده، دوستان و حتي شريک زندگي خود را نيز از دست مي دهند.

ممکن است در يک چنين شرايطي طرف مقابل احساس بي محبتي و بي ميلي کند. اين سوء تفاهم نهايتاً به جدايي دو نفر از يکديگر ختم خواهد شد.

از سوي ديگر ممکن است طرف دوم احساس کند که خودش مسبب اصلي ايجاد افسردگي در شريکش بوده است. گاهي اوقات اوضاع آنقدر وخيم مي شود که دو نفر به هم مشکوک شده و تصور مي کنند که نفر ديگر براي خود معشوقه گرفته.

بايد توجه داشت که همه اين امور تفکرات بي پايه و اساس هستند، اما به هر حال کنترل احساسات شخصي کمي مشکل است. اگر در مقابل چنين شرايطي از خود عکس العمل منفي نشان داده و کمي عصباني شويد، واکنش هاي شما در اين زمينه کاملاً طبيعي هستند.

اگر شريکتان نمي توانست پاسخ شما را با يک لبخند کوچک بدهد، مثل گذشته دوستتان داشته باشد، از لحظه هايي که در کنار شما سپري مي کند لذت ببرد، و … بايد قبول کنيد که همه اين موارد علائمي از بيماري او هستند.

افسردگی

نحوه عملکرد پيرامون مسائل جنسي

هنوز شواهد مستدلي از فعل و انفعالات شيميايي که در طي اين بيماري در مغز رخ مي دهد، در دست نيست. پژوهش هاي معدودي در زمينه اثر افسردگي بر روي روابط جنسي انجام شده که در اين قسمت به اختصار نگاهي به آنها مي اندازيم.

از بعد باليني کاملاً مشخص است که افسردگي بر روي تمام ارگان هاي بدن تاثير گذاشته، عملکرد طبيعي آنها را با مشکل مواجه ساخته، و واکنش هاي بدن را از حد نرمال، کند تر مي کند.

افسردگي به ويژه بر روي برنامه خواب و استراحت افراد تاثير مي گذارد. در اکثر بيماران اختلالاتي در مورد خواب گزارش شده است. افسردگي همچنين بر روي هر گونه فعاليتي که نيازمند شوق و حرارت، خودجوشي، و همکاري دو جانبه باشد نيز تاثير منفي مي گذارد که در اين ميان مي توان به رابطه جنسي نيز اشاره کرد.

مي توان گفت که اغلب افرادي که افسرده هستند، به مرور زمان تمايل خود را به رابطه جنسي از دست مي دهند. البته نمي توان به طور قطعي اظهار کرد که 100% بيماران افسرده، تمايلي به برقراري رابطه جنسي ندارند. در اين ميان مواردي ديده شده اند که به طور طبيعي روابط جنسي خود را حفظ مي کنند و سکس تنها عاملي است که مي تواند به آنها اطمينان خاطر داده و آرامشان کند.

در آقايون کاهش فعاليت ذهني سبب ايجاد خستگي و کسالت مي شود که اين امر نهايتاً منجر به کم شدن شهوت شده و سبب بروز مشکلاتي در زمينه نعوظ مي شود.

در خانم ها کاهش فعاليت ذهني سبب مي شود تا آنها علاقه خود را به برقراري رابطه جنسي از دست بدهند و مشکلاتي در زمينه رسيدن به ارگاسم پيدا مي کنند.

البته همه اين مشکلات با بهبود بيماري افسردگي خود به خود بهبود پيدا مي کنند. در حقيقت مي توان گفت که ايجاد علاقه مجدد به برقراري رابطه جنسي يکي از علائم اوليه بهبود بيماري است.

سکس و داروهاي ضد افسردگي

تنها خود بيماري افسردگي نيست که بر روي زندگي جنسي فرد تاثير منفي مي گذارد. داروهاي ضد افسردگي مانند “پروزاک” نيز مي توانند بر روي عملکرد جنسي فرد تاثير نامطلوبي بگذارند.

يکي از رايج ترين تاثيرهاي جانبي که اين داروها بر روي بيمار مي گذارند اين است که بازه زماني رسيدن به اوج لذت جنسي را افزايش داده و در برخي موارد فرد توانايي رسيدن به ارگاسم را به طور کلي از دست مي دهد. اگر چنين اتفاق براي شما روي داد از پزشک معالج خود بخواهيد نوع داروهاي شما را تغيير دهد.

افراد افسرده چگونه مي توانند به خود و خانواده شان کمک کنند

اين افراد برخي روزها حالشان از روزهاي ديگر بهتر است. بايد در روزهايي که حالشان خوب است، سعي کنند عشق و محبت بيشتري به اطرافيان و به ويژه شريک زندگيشان بدهند.

يک اسم رمز انتخاب کنيد – مثلاً اسم يک فيلم مورد علاقه – و بعد از آن براي نشان دادن اين امر که تمايلي به برقراري رابطه جنسي نداريد و ترجيح مي دهيد فقط او را در آغوش بگيريد، استفاده کنيد.

سعي کنيد هر روز پياده روي کنيد، بهتر است اين کار را با همسرتان انجام دهيد. پياده روي نه تنها شما را در معرض هواي آزاد قرار مي دهد، بلکه مانند ساير فعاليت هاي ورزشي ميزان اندروفين مغز را نيزافزايش ميدهد. اندروفين نوعي ماده شيميايي است که به آساني مي تواند حالات دروني شما را تغيير داده و احساس خوبي در بدن ايجاد کند.

حتي در روزهايي که شرايط مناسبي نداريد سعي کنيد لحظه اي آرام بخش را پيدا کنيد مانند صداي نغمه خواني پرندگان و يا گل هايي که در باغچه خانه شکوفا شده اند. تمرين کنيد تا حداقل روزي سه مورد از اين مسائل آرامبخش را در زندگي خود پيدا کنيد.

زمانيکه شما دچار افسردگي مي شويد تغييراتي در آداب غذاييتان رخ مي دهد. اشتهاي شما ممکن است به طور کامل از بين برود و يا اينکه اشتهاي سيري ناپذيري پيدا کنيد. سعي کنيد در طول روز 5 بار ميوه بخوريد. اين کار به حفظ سلامت فيزيکي و ذهني شما کمک شايان ذکري خواهد کرد.

به موزيک هايي که علاقه داريد گوش دهيد.

ايمان داشته باشيد که دوران افسردگي نيز به پايان خواهند رسيد و دوباره روزهايي مي رسند که مي توانيد از زندگي لذت ببريد.

چگونه مي توان به شريک زندگي افسرده کمک کرد

سعي نکنيد که وانمود کنيد شرايط او را به طور کامل در ک مي کنيد، چون نمي توانيد يک چنين کاري انجام دهيد. در عوض به او بگوييد: من نمي توانم درک کنم که تو دقيقاً چه احساسي داري، ولي تمام تلاشم را مي کنم تا متوجه شرايطت بشوم و کمکت کنم.”

اکثريت قريب به اتفاق افرادي که دچار افسردگي مي شوند علاقه خود را به برقراري رابطه جنسي ازدست مي دهند. سعي کنيد به او بقبولانيد که اين بي ميلي به دليل مسائل شخصي نبوده و منحصراً مربوط به بيماري او مي شود.

نااميد نشويد؛ شايد بعضي روزها احساس کنيد که تلاشتان به جايي نميرسد، اما مطمئن باشيد که اظهار محبت دائمي بالاخره تاثير خود را مي گذارد و مي توانيد آنها را متوجه ارزش هاي واقعي شخصي شان بکنيد.

او را متقاعد کنيد تا به متخصص مراجعه کند و کمک هاي لازم را از او بگيرد. افسردگي مقوله اي نيست که بتوان يک تنه به جنگ آن رفت.

به خاطر داشته باشيد: بهبود افسردگي درست مثل بهبود يک عمل جراحي است. از او به خوبي مراقبت کرده و تا جايي که مي توانيد عشق و محبت خود را نثارش کنيد. البته انتظار نداشته باشيد که به سرعت کارهايتان نتيجه بدهند.

براي خودتان کارهاي جالب انجام دهيد. زندگي با يک فرد افسرده کمي خسته کننده است به همين دليل بايد مراقب خودتان باشيد. براي خودتان وقت بگذاريد، با دوستانتان به بيرون و يا سينما برويد. بيماراني که دچار افسردگي هستند ترجيح مي دهند که در خانه بمانند و هيچ کاري انجام ندهند، اگر شما هم بخواهيد اين کار را انجام دهيد ممکن است خودتان نيز دچار مشکل شويد.

هميشه به خاطر داشته باشيد که اين دوران نيز سپري خواهند شد و شريکتان هم که در حال حاضر دچار افسردگي شده، همان فرد قبلي است و هيچ چيز عوض نشده.

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جمعه 12 آذر 1395 ساعت 18:22 | بازدید : 40 | نوشته ‌شده به دست padidegolab | ( نظرات 0 )

بسیاری از مردم در مشاهده موهای سالم، به دنبال نشانه ای از سلامت یا زیبایی هستند. مانند هر بخش دیگری از بدن شما، مو نیاز به انواع مواد مغذی سالم برای رشد دارد. در واقع، بسیاری از کمبودهای تغذیه ای با از دست دادن مو در ارتباط است.در حالی که عواملی مانند سن، ژنتیک و هورمون همچنین بر رشد مو تاثیر می‌گذارد ولی مصرف مواد مغذی مطلوب، کلیدی است. در زیر ۵ ویتامین و ۳ تا از مواد مغذی دیگر که ممکن است برای رشد مو مهم باشد آورده می‌شود.

ویتامین‌هایی برای رشد بهتر مو

ویتامین A

تمام سلول‌ها برای رشد نیاز به ویتامین A دارند. این ویتامین برای رشد مو مفید است. ویتامین A نیز به غدد برای ساخت یک ماده روغنی به نام سبوم کمک می‌کند. سبوم به رطوبت پوست سر و سالم نگه داشتن مو کمک می‌کند.رژیم‌های غذایی با کمبود ویتامین A ممکن است سبب مشکلات متعدد، از جمله ریزش مو شود.در حالی که این مهم است که به اندازه کافی ویتامین Aدریافت کنیم مقدار بیش از حد ممکن است خطرناک باشد. مطالعات نشان می‌دهد که مصرف بیش از حد ویتامین A نیز می‌تواند به از دست دادن مو کمک می‌کند.سیب زمینی شیرین، هویج، کدو تنبل، اسفناج و کلم پیچ دارای بتا کاروتن بالا هستند که به ویتامین A تبدیل می‌شود.ویتامین A نیز می‌تواند در محصولات حیوانی مانند شیر، تخم مرغ و ماست یافت شود. روغن کبد ماهی منبع بسیار خوبی است.

ویتامین‌های B

یکی از بهترین و شناخته شده ترین ویتامین‌ها برای رشد مو، ویتامین B به نام بیوتین است.مطالعات نشان داده است کمبود بیوتین با ریزش مو در انسان مرتبط است.اگر چه بیوتین به عنوان یک درمان جایگزین برای ریزش مو استفاده می‌شود و کسانی که کمبود دارند بهترین نتیجه را می‌گیرند.با این حال، کمبود بسیار نادر است چرا که به طور طبیعی در طیف گسترده ای از مواد غذایی وجود دارد.همچنین فقدان اطلاعات در مورد اینکه آیا بیوتین برای رشد مو در افراد سالم موثر است وجود دارد.دیگر ویتامین‌های گروه B به تولید سلول‌های قرمز خون برای حمل اکسیژن و مواد مغذی به مو و فولیکول پوست سر کمک می‌کند این فرایندها برای رشد مو مهم است.شما می‌توانید ویتامین‌های گروه B را از بسیاری از مواد غذایی، از جمله غلات سبوس دار، بادام، گوشت، ماهی، غذاهای دریایی و برگ سبزیجات تیره دریافت کنید.

ویتامین C

رادیکال‌های آزاد می‌تواند رشد موها را مسدود و باعث پیر شدن موهای شما شوند.ویتامین C یک آنتی اکسیدان قوی است که به محافظت در برابر استرس اکسیداتیو ناشی از رادیکالهای آزاد کمک می‌کند.علاوه بر این، بدن شما برای ایجاد یک پروتئین شناخته شده به عنوان کلاژن (بخش مهم ساختار مو) نیاز به ویتامین C دارد.ویتامین C نیز به بدن شما در جذب آهن، یک ماده معدنی ضروری برای رشد مو کمک می‌کند.توت فرنگی، فلفل، گواو و میوه مرکبات منابع خوب ویتامین C هستند.

ویتامین D

ویتامین‌هایی برای رشد بهتر مو

سطوح پایین ویتامین D با آلوپسی، یک اصطلاح فنی برای ریزش مو مرتبط است.تحقیقات همچنین نشان می‌دهد که ویتامین D ممکن است در ایجاد فولیکول‌های جدید کمک کند منافذ کوچک در پوست سر که در آن موی جدید می‌تواند رشد کند.فکر می‌کنند که ویتامین D در تولید مو نقش بازی می‌کند اما اغلب تحقیقات بر گیرنده‌های ویتامین D، تمرکز دارد. نقش واقعی ویتامین D در رشد مو ناشناخته است.بسیاری از افراد به اندازه کافی ویتامین D دریافت نمی‌کنند و هنوز هم ممکن است ایده خوب افزایش مصرف این ویتامین باشد.

آهن

آهن به سلول‌های قرمز خون در حمل اکسیژن به سلول‌های شما کمک می‌کند. این یک ماده معدنی مهم برای بسیاری از فعالیتهای بدن، از جمله رشد مو
می‌باشد.

ویتامین E

مانند ویتامین C، ویتامین E یک آنتی اکسیدان است که می‌تواند از استرس اکسیداتیو جلوگیری کند. دانه‌های آفتابگردان، بادام، اسفناج و آووکادو منابع خوبی از ویتامین E هستند.

روی

روی نقش مهمی در رشد و تعمیر بافت مو ایفا می‌کند. همچنین به نگه داشتن غدد چربی در اطراف فولیکول مو برای عملکرد درست کمک می‌کند.ریزش مو یک علامت شایع کمبود روی است.مطالعات نشان می‌دهد مصرف مکمل روی سبب کاهش ریزش مو ناشی از کمبود روی می‌شود.با این حال، برخی از گزارش‌های موردی وجود دارد که استفاده از مکمل روی با دوز بیش از حد بالا همچنین می‌توانند به ریزش مو کمک کنند.به همین دلیل، ممکن است بهتر باشد که روی را از غذاهای کامل به‌دست آورید. غذاهای سرشار از روی شامل صدف خوراکی، گوشت گاو، اسفناج، جوانه گندم، دانه کدو تنبل و عدس می‌باشد.

پروتئین

مو تقریبا به طور کامل از پروتئین ساخته شده است. مصرف به اندازه کافی برای رشد مو بسیار مهم است.مطالعات حیوانی نشان می‌دهد که کمبود پروتئین ممکن است رشد مو را کاهش دهد و حتی به از دست دادن مو منجر می‌شود.با این حال، کمبود واقعی پروتئین در کشورهای غربی بسیار نادر است.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جمعه 12 آذر 1395 ساعت 18:22 | بازدید : 46 | نوشته ‌شده به دست padidegolab | ( نظرات 0 )

درمان افسردگي

علائم فیزیکی افسردگی

 

علائم فیزیکی افسردگی

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

تاثیر دعا و نیایش بر درمان افسردگی

 

همه ی ما مطالب زیادی در مورد افسردگی و اثرات مخرب آن در زندگی فردی و اجتماعی خوانده و شنیده ‌ایم. بهتر است بدانیم این مشکل روحی، تاثیراتی هم بر جسم ما می ‌گذارد. بیشتر ما کم یا زیاد در مورد علائم و تاثیرات روحی افسردگی چیزهایی شنیده‌ ایم؛ اما شاید در مورد نشانه‌ های آن در بدن و جسم کمتر بدانیم.

در حقیقت افرادی که دچار افسردگی هستند اغلب از دردهای مزمن یا سایر نشانه ‌های جسمی نیز رنج می ‌برند.

از جمله این مشکلات می‌ توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:

سر درد:

این مورد به نسبت سایر مشکلات در میان افراد مبتلا به افسردگی شایع ‌تر است. اگر کسی دچار سردردهای میگرنی بوده باشد این حالت ممکن است با افسردگی تشدید شود.

کمر درد:

کمردرد هم مانند سردرد است یعنی اگر از قبل کمر درد داشته باشیم، زمانی که افسرده هستیم این درد وخیم ‌تر خواهد شد.

به عبارت بهتر، افسردگی هر نوع درد مزمنی نظیر دردهای عضلانی و درد مفاصل را بدتر و شدیدتر خواهد کرد.

درد قفسه سینه:

بسیار مهم است که پس از احساس درد در قفسه سینه بلافاصله به متخصص مراجعه کنیم تا این مورد بررسی شود؛ زیرا این درد ممکن است نشان دهنده ی مشکلات جدی قلبی باشد؛ اما گاهی افسردگی نیز می ‌تواند عامل درد ناحیه ی قفسه سینه و ناراحتی‌ های مربوط به آن باشد.

مشکلات گوارشی:

با بروز افسردگی به ویژه وقتی شدید باشد ممکن است احساس تهوع داشته باشید. دچار اسهال شوید یا یبوست مزمن پیدا کنید؛ بله نشانه‌ هایی تا این حد متضاد.

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی

‌‌خستگی:

مهم نیست که چه قدر می‌ خوابید یا استراحت می ‌کنید. ممکن است پس از خواب باز هم احساس خستگی و فرسودگی داشته باشید.

حتی گاهی بیدار شدن از خواب هنگام صبح، کاری دشوار و غیر ممکن به نظر می ‌رسد. این هم از دیگر نشانه‌ های افسردگی است.

مشکلات خواب:

بسیاری از افرادی که دچار افسردگی هستند نمی ‌توانند به راحتی بخوابند. آن ها ممکن است صبح خیلی زود بیدار شوند یا شب هنگامی که به رختخواب می ‌روند برای به خواب رفتن دچار مشکل باشند. برخی نیز بسیار بیش از مقدار عادی و معمولی می ‌خوابند.

تغییر اشتها و وزن:

بعضی از افراد به دلیل افسردگی، اشتهای خود را از دست داده و در نتیجه با کاهش وزن نیز رو به ‌رو می‌ شوند.

گروهی دیگر ممکن است به غذاهای خاصی مانند کربوهیدرات ‌ها تمایل پیدا کنند و در نتیجه دچار اضافه وزن شوند.

سرگیجه و سبکی سر:

از دیگر مشکلات جسمی ناشی از افسردگی می ‌توان به داشتن سرگیجه با احساس سبکی سر نیز اشاره کرد. این علائم ممکن است همراه با مشکلات دیگری نیز رخ دهند. از این رو بسیاری از افرادی که با افسردگی رو به‌ رو هستند هیچ وقت به فکر این که این مشکلات ناشی از حالت روحی خاص ‌شان است، نمی ‌افتند؛ زیرا آن ها احتمال آن را هم نمی‌ دهند که این علائم ممکن است از افسردگی ناشی شده باشد.

برخی محققان معتقدند افسردگی با عدم تعادل مواد شیمیایی خاصی در مغز مربوط است.

درمان علائم جسمی

در برخی موارد، آغاز درمان افسردگی(البته با توجه به روحیات و حالات بیمار) می ‌تواند این علائم جسمی را نیز کم‌ رنگ ‌تر کند؛ اما حتما دقت داشته باشید که در مورد این نشانه‌ ها با پزشک خود صحبت کنید و با این فکر که آن ها به زودی برطرف می ‌شوند، ناگفته رهای شان نکنید.

منبع:جام جم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جمعه 12 آذر 1395 ساعت 18:22 | بازدید : 55 | نوشته ‌شده به دست padidegolab | ( نظرات 0 )

دعا و درمان افسردگی

 تاثیر دعا و نیایش بر درمان افسردگی

تاثیر دعا و نیایش بر درمان افسردگی

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

علائم فیزیکی افسردگی

 

 

 دعا و نیایش در پیشگیری و درمان افسردگی موثر است.

یک دکترای روانشناسی با بیان اینکه معنویت و دین در مواجهه با حوادث تلخ و غیرقابل پیش بینی زندگی به انسان کمک قابل توجهی می کنند گفت: اعتقاد به معنویت و بودن در میان افرادی که به قدرت برتر اعتقاد دارند، موجب بهبود روابط اجتماعی می شود.
دکتر شعاع کاظمی با اشاره به اینکه دعا و نیایش در پیشگیری و درمان افسردگی موثر است گفت: افسردگی، امروزه شایع‌ترین اختلال روانی است که در همه جوامع و همه گروه‌های سنی دیده می‌شود. این اختلال بر جنبه‌های گوناگون زندگی مردم تأثیر می‌گذارد. بی‌اشتهایی، احساس خستگی، غمگینی، ناامیدی و احساس درماندگی، از نشانه‌های مهم افسردگی است.

وی با تاکید بر اینکه عواملی که می‌تواند در پیدایش یا تشدید افسردگی مؤثر باشد، فراوان است گفت: روان‌شناسان در تحقیقات خود به تأثیر یک یا چند عامل از عوامل ژنتیکی، فیزیولوژیکی، اجتماعی، عاطفی و شناختی در افسردگی اشاره کرده‌اند. یکی ازعوامل موثر در درمان افسردگی دعا و نیایش است.

ایشان یادآور شد: در منابع اسلامی، علت عمده افسردگی، نگرش‌های نامعقول، افراط و تفریط در خواسته‌ها، تأثیر گناه، کم­رنگ شدن معنویت در زندگی و نبودن غنای روحی است.

وی اضافه کرد: کسی که خدا را فراموش می‌کند، خود را نیز از یاد می‌برد. این موضوع زمینه را برای انواع اختلالات روانی فراهم می‌کند. دور شدن از مذهب، قطع رابطه با خدا و داشتن افکار و اندیشه‌های غلط، می‌تواند سبب ایجاد و تشدید اختلالات روانی و افسردگی در فرد شود.

 

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی

دعا و درمان افسردگی

وی گفت: برای پیشگیری و درمان افسردگی، بزرگان دین، بر نگرش صحیح افراد از خود، هستی، خدا، زندگی و سنت‌های حاکم بر آن تأکید کرده و آموزش‌های لازم را داده‌اند. در احادیث گوناگون، این نکته یادآور شده است که شناخت واقع‌بینانه، منطقی و درست، افسردگی را می‌زداید.

شعاع کاظمی تاکید کرد: از آنجا که دعا و نیایش، نیز برخاسته از باورهای ویژه‌ای است که می‌تواند به پیشگیری و درمان افسردگی کمک کند. دانستن معنا و هدف زندگی، احساس تعلق داشتن به منبع والا و امیدواری به یاری خداوند در شرایط سخت زندگی، همگی از جمله باورهایی هستند که افراد مذهبی با بهره‌مندی از آنها می‌توانند از دچار شدن به افسردگی پیشگیری کنند.

 

دعا ونیایش برای درمان افسردگی,درمان افسردگی با دعا,دعا و نیایش

درمان افسردگی با دعا و نیایش

وی افزود: در روایات، افسردگی را به «غم» تعبیر کرده و البته یادآور شده‌اند که از دعا برای درمان افسردگی استفاده کنید.

شعاع کاظمی خاطرنشان کرد: دعا و تمرین های معنوی منظم، موجب بهبود و ارتقای سلامت عاطفی و باعث ایجاد اهداف بزرگ می شود. ارتباط با قدرت برتر هدف­‌های شما را بزرگ­تر و عالی­تر می کند و به روزها و لحظه های زندگی شما معنی می­دهد.

وی یادآور شد: اعتقاد به معنویت و بودن در میان افرادی که به قدرت برتر اعتقاد دارند، موجب بهبود روابط اجتماعی و پیشرفت روحی می شود. همچنین معنویت و دعا پیشرفت روح و سلامت روان را به همراه دارد.

ایشان در پایان گفت: معنویت و دین در مواجهه با حوادث تلخ و غیر قابل پیش بینی زندگی به انسان کمک قابل توجهی می کنند.

منبع:isna.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جمعه 12 آذر 1395 ساعت 18:22 | بازدید : 45 | نوشته ‌شده به دست padidegolab | ( نظرات 0 )

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی

از کجا بفهمیم افسردگی داریم؟

از کجا بفهمیم افسردگی داریم؟

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی ورابطه آن با خیانت به همسر

 

 

 

اختلال افسردگی دارای نشانه‌هایی است، مانند غمگینی، بی‌خوابی، بی‌اشتهایی، بی‌حوصلگی و…

اختلال افسردگی دارای نشانه‌هایی است، مانند غمگینی، بی‌خوابی، بی‌اشتهایی، بی‌حوصلگی، سردمزاجی و… . سازمان جهانی بهداشت، افسردگی را جزو یکی از چهار اختلال شایع طبقه‌بندی کرده است. میزان شایع بودن این اختلال به قدری است که به آن سرماخوردگی روانی می‌گویند.

آیا شما این روزها کم اشتها شده‌اید؟ تمرکزتان را از دست داده و یا در خواب‌تان اختلال‌هایی ایجاد شده است؟آیا بی قرار هستید؟

مدتی بود که با دیدن یکی از این نشانه‌ها که سبب می‌شد از زندگی‌ام لذت نبرم، احساس می‌کردم ناراحتی یا بیماری روانی دارم. افسردگی یا چیزی شبیه به این. اما جرات نمی‌کردم به یک کارشناس مراجعه کنم و دلیل آن را بدانم. سرانجام پس از مدتی، فرصتی دست داد تا با رسانه، کارشناس ارشد روانشناسی گفت‌‌وگویی داشته باشم. صحبت‌هایی درباره یکی از شایع‌ترین اختلال‌های روانی در ایران و جهان؛ یعنی افسردگی. آنچه در زیر می‌خوانید، خلاصه‌ای است از آن صحبت‌هایی که سبب شد بفهمم اگر فردی یک روز احساس افسردگی کرد، نمی‌توان گفت به بیماری افسردگی دچار شده است.

به چه اختلالی افسردگی می‌گویند؟
افسردگی یک نوع اختلال خُلق است. اختلال به این معنی است که حال بد فرد باید به اندازه‌ای باشد که در کارکردهای عادی زندگی روزمره وی مشکل ایجاد کند و خُلق، حالتی درونی است که بر رفتار و درک فرد از جهان تأثیر می‌گذارد. اختلال افسردگی دارای نشانه‌هایی است، مانند غمگینی، بی‌خوابی، بی‌اشتهایی، بی‌حوصلگی، سردمزاجی و… . سازمان جهانی بهداشت، افسردگی را جزو یکی از چهار اختلال شایع طبقه‌بندی کرده است. میزان شایع بودن این اختلال به قدری است که به آن سرماخوردگی روانی می‌گویند.

افسردگی با غمگین بودن و ناراحتی متفاوت است؟
هر فرد در زندگی‌اش با مسایلی روبه‌رو می‌شود که او را غمگین و ناراحت می‌کند. بنابراین طبق تعریفی که از اختلال مطرح کردیم، در صورتی که این غمگینی و ناراحتی حداقل دو هفته به طول بینجامد و کارکرد زندگی فرد را مُختل کند، در آن صورت ممکن است احتمال ابتلا به اختلال افسردگی مطرح باشد.

برای مثال، همه افراد وقتی که عزیزی را از دست می‌دهند، ناراحت و غمگین می‌شوند و در غم از دست دادن او سوگواری می‌کنند. اما چنانچه این عزاداری و غم و اندوه به درازا بکشد و روند معمول زندگی فرد را دچار مشکل کند، در آن صورت تشخیص افسردگی باید بررسی شود.

چه عواملی سبب افسردگی می‌شود؟
افسردگی عمدتاً به علت شناخت‌های غلط افراد است. افراد افسرده تمایل دارند موقعیت‌ها را به‌طور منفی ارزیابی کنند. افسرده‌ها به‌طور معمول خطاهای شناختی متعددی دارند. یکی از این خطاها، شخصی‌سازی است.

به این معنی که افراد افسرده خود را مسؤول چیزهایی می‌دانند که به دلیل ناتوانی‌ها، شکست‌ها، پرخاشگری و آسیب‌پذیری‌های دیگران است؛ مثلاً مدتی پیش با یکی از معلمان مدرسه صحبت می‌کردم که افسرده بود. او خودش را عامل درس نخواندن سه شاگردش می‌دانست! او معتقد بود، باید می‌توانست آن سه شاگرد را مانند بقیه شاگردانش کوشا و درسخوان کند و حالا که به این موفقیت نرسیده، گزینه افسردگی را انتخاب کرده بود. بیش‌ تعمیم‌دهی،خطای شناختی دیگری است، به معنی تعمیم دادن یک تجربه ناموفق جزیی به سایر موقعیت‌ها. انتخاب یک گوشی تلفن همراه نامناسب، سبب می‌شود که فرد خودش را در همه انتخاب هایش نالایق بداند.

یک خطای شناختی دیگر بزرگ‌سازی یا کوچک‌سازی کردن است، بزرگ جلوه دادن شکست‌ها و کوچک و بی‌اهمیت دانستن موفقیت‌ها. مفهوم دیگری که در تبیین دلیل افسردگی پرکاربرد است، اصطلاح درماندگی آموخته شده می‌باشد. در واقع بیشتر افراد دوست دارند بتوانند محیط، موقعیت و دیگران را کنترل کنند و شرایط را به نحو دلخواه خود پیش‌ببرند. از آنجا که کنترل شرایط و موقعیت‌ها به‌طور کامل در این دنیا در توانایی هیچ بشری نیست، بنابراین افراد افسرده می‌شوند و حالتی را تجربه می‌کنند که به آن درماندگی می‌گویند.

درماندگی به معنای ناتوانی در کنترل پیامدهای رفتاری است. برای مثال دانشجویی که یک ترم تحصیلی را با امید موفقیت در پایان ترم با زحمت و تلاش زیاد می‌گذراند و روز امتحان به دلیل ترافیک ناشی از تصادف، دیر به جلسه امتحان می‌رسد و ناچار می‌شود که دوباره آن درس را بخواند، اگر او این اتفاق را به ناتوانی خودش نسبت دهد، دچار درماندگی و افسردگی خواهد شد.

 

راههای درمان افسردگی

افسردگی عمدتاً به علت شناخت‌های غلط افراد است

 

از کجا بفهمیم افسردگی داریم؟
در حقیقت اگر نگوییم همه، اما بیشتر افراد افسرده خودشان می‌دانند که به افسردگی مبتلا هستند؛ زیرا افسردگی جزو دسته «اختلال‌های نوروتیک» است. در اختلال‌های نوروتیک، افراد با واقعیت ارتباط دارند و به وضعیت روانی خود آگاه هستند.

 

در این دسته از اختلال‌ها مانند هراس‌ها، وسواس‌ها، اضطراب فراگیر، افسردگی و… اگر از افراد مبتلا بپرسید، به شما خواهند گفت، حالشان خوب نیست، یا می‌گویند که وسواس دارند یا مضطرب و یا افسرده هستند. گاهی اوقات ممکن است افراد مبتلا به یک اختلال، همزمان به اختلال دیگری نیز مبتلا باشند، برای مثال افراد مبتلا به وسواس، اغلب افسرده هم هستند. اما در نهایت نکته اینجاست که وقتی فردی به هر اختلالی از دسته اختلال‌های نوروتیک مبتلا شود، از ناسالم بودن وضعیت روانی خود باخبر خواهد بود. در چنین شرایطی افراد برای آگاهی بیشتر و دریافت تشخیص دقیق نسبت به وضعیت روانی خود، باید به یک روان‌شناس متخصص مراجعه کنند.

افسردگی به جنسیت ربط دارد؟ گفته می‌شود، افسردگی میان خانم‌ها بیشتر از آقان شایع است. چرا؟
بله، متأسفانه افسردگی در میان خانم‌ها شیوع بیشتری دارد. طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، اختلال افسردگی در زنان دو برابر مردان شایع است. علت‌های متنوعی را برای این تفاوت می‌توان برشمرد. برای مثال تفاوت‌های هورمونی میان زنان و مردان، سندرم پیش از قاعدگی (PMS)، زایمان کردن زنان که گاهی اوقات تا مدت‌ها آن ها را درگیر افسردگی پس از زایمان می‌کند، تفاوت در نگرش‌های اجتماعی نسبت به زنان و مردان، به این ترتیب که در اجتماع به زنان به‌صورت موجوداتی ضعیف و ناتوان می‌نگرند، در حالی که مردان را توانا و با استعداد در نظر می‌گیرند و این نگرش تحقیرآمیز، افسردگی را برای زنان به همراه خواهد داشت و احساس درماندگی را در آن‌ها تقویت خواهد کرد.

افسردگی قابل درمان است؟ درمانی استاندارد برای آن کشف شده است؟
خوشبختانه افسردگی نیز مانند بسیاری از اختلال‌های روانی دیگر قابل درمان است. امروزه رویکردهای درمانی متنوع بسیاری با اثربخشی‌های رضایت‌بخش به‌وجود آمده‌اند که متناسب با مهارت هر درمانگر در تسلط بر رویکردی که اتخاذ کرده است، استفاده می‌شوند. همه این رویکردهای روان‌درمانی بر ارتقای کیفیت زندگی فرد مبتلا به اختلال متمرکز هستند. از این میان رویکرد درمانی شناختی رفتاری پر کاربردترین رویکرد درمانی برای اختلال افسردگی محسوب می‌شود.

چه کار کنیم تا مبتلا به این اختلال نشویم؟
در هر موردی پیشگیری بهتر از درمان است. اما پیش‌بینی اینکه چه‌وقت به سرماخوردگی مبتلا شویم، کاری بس دشوار است! با این‌حال می‌توانیم از روش‌هایی برای ایمن‌سازی در برابر افسردگی استفاده کنیم. آشنایی با مهارت خودآگاهی که یکی از مهارت‌های دهگانه زندگی است، در پیشگیری از افسردگی بسیار مؤثر است. خودآگاهی؛ یعنی آگاهی لحظه به لحظه نسبت به خود. با مجهز شدن به مهارت خودآگاهی، می‌توانیم از تعبیر و تفسیرهای غلطی که در موقعیت‌های گوناگون نسبت به خود خواهیم داشت، جلوگیری کنیم.

همچنین می‌توانیم مانع گرفتار شدن در دام خطاهای شناختی شویم. یکی دیگر از فنون بسیار کمک‌کننده در موقعیت‌های افسرده‌ساز این است که وقتی با حال بد یا رویدادهای ناگوار و غیرقابل پیش‌بینی در زندگی روبه‌رو شدیم به جای ناکامی و افسردگی، به سراغ یک دفترچه و یک قلم روان برویم و هر آنچه را که فکر و احساس می‌کنیم، روی کاغذ بیاوریم. پس از اتمام، نوشته‌هایمان را بخوانیم و خطاهای شناختی و تفکرات غلط‌مان را به کمک یک درمانگر مجرب و متعهد و متخصص بررسی کنیم و فرایند درمان افسردگی را آغاز کنیم.

اگر یکی از اطرافیان به این اختلال مبتلا شده بود، چطور می‌توانیم به بهترین شکل به او کمک کنیم؟
همان طور که پیش‌تر گفتیم، افراد مبتلا به افسردگی خودشان از وجود این اختلال آگاهی دارند و ما تنها می‌توانیم در صورتی که با افراد متخصص برای درمان در این زمینه آشنایی داشتیم، به آن‌ها معرفی کنیم. خود درمانی، استفاده از دارو و تجویزهای بی‌مورد مانند پیشنهاد برای رفتن به مراسم شادی‌آور فقط حُکم مُسکن را دارند و حتی در مواردی نتیجه عکس می‌دهند. متأسفانه بسیاری از افرادی که به سمت اعتیاد کشیده شده و گرفتار می‌شوند، به پیشنهاد دوستان و خویشاوندان برای رهایی از احساس غم و افسردگی، مصرف مواد مخدر را آغاز می‌کنند. پس بهتر است در هر موردی کار را به کاردان سپرد تا از عواقب ناگوار و غیرقابل جبران بعدی جلوگیری شود.

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی

منبع: سلامت نیوز


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جمعه 12 آذر 1395 ساعت 18:22 | بازدید : 74 | نوشته ‌شده به دست padidegolab | ( نظرات 0 )

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی

افسردگی ورابطه آن با خیانت به همسر

افسردگی ورابطه آن با خیانت به همسر

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

از کجا بفهمیم افسردگی داریم؟

در این مقاله ما اختصاصا روی قضیه افسردگی و رابطه آن با خیانت به همسر متمرکز شده ایم . برای اختصار در گفتار ، ما از بیان علائم دیگر مثل تشویش خاطر یا اختلالات استرسی آسیب رسان که ممکن است یک یا هردوشان در همراهی با افسردگی باشند ، عبور می کنیم و آنها را مطرح نمی کنیم. در این مقاله ما 3 مورد را پوشش می دهیم و راجع به آنها به نتیجه می رسیم : ما مروری بر تحقیقاتی که روی زوجین – افسردگی و ارتباط بین این دو هست ، می کنیم . به بررسی تاثیر درمان می پردازیم و برای تحقیقات آتی پیشنهاداتی چند ارائه می دهیم.

زوج درمانگر ها باید انتظار برخورد با زوجینی که یک یا هر دوی آنها پیوسته افسردگی و خیانت به رابطه زناشویی دارند – را داشته باشند .
از آنجایی که تحقیقات رابطه واضحی را بین خیانت به همسر و افسردگی نشان می دهد ، درمانگرها باید به رابطه ی پیچیده ی درمان خیانت به همسر – درمان افسردگی و زوج درمانی توجه داشته باشند. در این مقاله ما ابتدا مروری می کنیم بر تحقیقاتی که در حوزه افسردگی و خیانت به زناشویی وجود دارد و سپس به ارتباط بین این دو می پردازیم.

سپس به بررسی تاثیر درمان زوجین می پردازیم و نهایتا چالش های موجود پیش رو برای محققین و متخصصین این کار را وقتی که هر دو مشکل با هم رخ می دهند بررسی می کنیم .

افسردگی و خیانت به همسر :
زوج درمانگر ها می توانند اغلب انتظار برخورد با زوجینی که یک یا هر دوی آنها پیوسته افسردگی و خیانت به رابطه زناشویی دارند – را داشته باشند . آمار ها در مورد میزان شیوع خیانت به رابطه زناشویی متغیر است اما 25 درصد یا کمتر میزان تخمین جهانی آن در جمعیت عمومی زوجین است که در این بین مردان به نسبت بیشتری به این امر رو آورده اند. در رابطه با زوج درمانی گاتمن پیشنهاد می دهد که حدود 25 درصد دغدغه های حاضر به مسئله خیانت به همسر بر می گردد.

این درحالیست که ویکس ، گامبسیا ، و جنکین اظهار می دارند که بیش از نیمی از زوجین تحت درمان درجاتی از خیانت به همسر را چه در گذشته چه در زمان حال از خود بروز می دهند .

بطور خلاصه باید گفت که در امر زوج درمانی، مسئله خیانت به همسر و دغدغه های متعاقب آن به مشکل بزرگ بسیاری از مراجعه کنندگان تبدیل خواهد شد .

یک دسته شواهد موجود در حال گسترش وجود دارد که ارتباط می دهد مساله خیانت به زناشویی را با افسردگی – در بعضی مراجعین به عنوان حالت پیش گویی کننده خیانت به همسر(مرحله قبل خیانت به همسر) –  در بعضی به عنوان پاسخی در برابر خیانت به همسر (مرحله بعد از خیانت به همسر ) – و در بعضی به عنوان نیرو محرکه ای برای به جنبش در آوردن افسردگی زمینه ای فرد که از قبل داشته . این امر باعث می شود که در حین کار کردن با زوجینی که الگوی خیانت به همسر دارند ، احتمال وجود افسردگی توأمان زیاد باشد.

مروری بر پژوهشی که روی زوجین درباره افسردگی و ارتباطش با خیانت به همسر انجام شده :
تحقیقات یک همبستگی بین افسردگی و خیانت به همسر را نشان می دهند . اولیری چنین نتیجه گیری کرد که 38 درصد از زنانی که متوجه خیانت همسرانشان نسبت به آنها شدند در عرض 1 ماه اول دچار افسردگی شدند . حتی با آن وجود که آن زنان هیچ سابقه افسردگی در گذشته نداشته بودند .

اعداد و ارقام برای خانمهایی که سابقه افسردگی در گذشته داشته اند بسیار بالاتر و وحشتناک تر است و در این میان 72 درصد آنها افسردگی خاموش شده در بدنشان بعد از پی بردن به خیانت همسرشان دوباره فعال شده است.(اولیری) این اعداد و ارقام رابطه مستقیم بین افسردگی و کشف خیانت به همسر را نشان می دهد .

الگوی ملی مرتبط با افسردگی :
الگوهای ملی درمان افسردگی در تحلیلی که توسط اولفسون – مارکوس – دروس و همکاران انجام شده ، آمده است . آنها داده هایی را که از تیم تحقیقات پزشکی ملی در سال 1987 و هیئت تحقیقات پزشکی ملی در سال 1997 گرد آمده بود   را مورد استفاده قرار دادند.

آنها در دو مقطع زمانی مختلف الگوهای درمانی کشوری را در گروه های مختلف بیماران سرپایی بیمارستانی مورد بررسی قرار دادند . در کارازمایی بالینی مدل سال 1987 تعداد 15590 خانم خانه دار بود و در مدل سال 1997 تعداد 14147 نفر زن خانه دار حضور داشتند .

نکته مهم این بررسی آن بود که درمان کلی افسردگی از 0.73 افراد در گروه 100 نفره در سال 1987 به 2.33 نفر در 100 نفر در سال 1997 ارتقا یافته بود . بطور قابل ملاحظه ای بیشترین ارتقا سطح درمانی از سال 1987 تا 1997 در مورد بانوان طلاق گرفته یا جداشده بوده است . این گونه افراد شانس دو برابری نسبت به افراد متاهل برای دریافت درمان افسردگی داشتند .

درمان دارویی افسردگی از 44.6 درصد در سال 1987 به 79.4 درصد در سال 1997 ارتقا یافت . (اولفسون – مارکوس – دروس و همکاران ) داروهای ضد افسردگی معمولترین داروهای تجویز شده در بررسی های بعدی بود و دلیل آن افزایش وجود دسته خانواده داروی SSRIs بود که از بعد از سال 1987 تولید شد .

در سال 1997 این دسته دارویی به 58.3 درصد افرادیکه تحت درمان افسردگی قرار داشتند داده شد . در همان زمان درصد افراد نیازمند به روان درمانی برای درمان افسردگی از 71.1 درصد به 60.2 درصد کاهش یافت.

اولفسون – مارکوس – دوروس و همکاران – این سوال را مطرح کردند که آیا پزشکان با تجویز داروهای ضد افسردگی آستانه بروز علائم افسردگی را کاهش داده اند یا خیر ؟ – شرکت های داروسازی رقابتهای بینظیری به راه انداخته اند که هر دو دسته پزشکان و عموم مردم را مورد هدف قرار داده اند .

در سال 1987 دولت با هدف شناسایی و درمان افسردگی رقابت بهداشتی برای عموم  به راه انداخت. تغییر در مزایای مراقبت های بهداشتی همچنین بر روند درمان افسردگی موثر بوده است . که در آن مسئولین ارائه خدمات بهداشتی ارجح شمردن دارو درمانی توسط پزشکان بر روش های دیگر را مطرح کرده اند .

علاوه بر الگوهای ملی در درمان افسردگی ، یک سری الگوهای جهانی وجود دارد که ضامن آگاهی انسان است . مطالعات جهانی سطح تحمل بیماریها که توسط موری و لوپز در 1996 انجام شد ، هدف ابتدایی اش ارتقأ دستیابی به تخمین 107 دلیل اصلی مرگ و میر بود . در این مطالعه از 20 کشور جهان و بالغ بر 100 دانشمند برای جمع آوری داده های خام 13.8 میلیون مرگ از 50.5 مرگ و میر کلی جهانی در سال 1990 استفاده شد .

برای مقایسه ی بین فاکتورهای خطر و شرایط مختلف ، ابزار ترکیبی مقیاس مشکلات پزشکی به نام دالی طراحی شد .(موری و لوپز – 1996) . نکته قابل توجه در این بررسی ، افسردگی تک قطبی ماژوری بود که چهارمین عامل اصلی دالی در 1990 را تشکیل می داد . موری و لوپز در 1996 پیش بینی کردند که تا سال 2020 افسردگی تک قطبی ماژور دومین عامل اصلی ناتوانی در کل جهان خواهد بود.

خیانت به همسر,افسردگی و خیانت به همسر,موارد خیانت به همسر

وقتی زوجین با مشکلات زناشویی آزار دهنده و شرم آوری چون خیانت به همسر یا نخستین گامهای از هم فروپاشی زندگی متاهلی مراجعه می کنند ، روان درمانگر باید متوجه این قضیه بوده و علائم احتمالی افسردگی را بررسی کند .

تیم  دی – اس – ام   آی – وی –   تی – آر در سال 2000 معیارهای درمانی برای اختلالات افسردگی ماژور را خلاصه بندی کردند . پنج مورد از نه گزینه زیر باید در بیمار وجود داشته باشد که یکی از آنها خلق کسل و افسرده و از دست دادن شور و شوق و هیجان در فعالیت های مهیج است .

*خلق و خوی کسل و بیحال داشتن در بیشتر ساعات روز – که تقریبا هر روز تکرار شود .
*کاهش چشم گیر سطح علاقه و هیجان نسبت به فعالیت های مهیج.
* کاهش یا افزایش قابل توجه وزن که به رژِم غذایی ربطی نداشته باشد .
*بی خوابی یا تمایل شدید به خواب در کل روز .
* آشفتگی ذهنی – خستگی ذهنی – ناتوانی در تمرکز ذهنی و عقلایی
* احساس بی حالی – خستگی – جان نداشتن – از پا افتادگی …
* احساس گناه کردن یا احساس بی ارزش بودن داشتن
* ناتوانی در تمرکز و تصمیم گیری
*فکر کردن به خودکشی یا تفکری مداوم درباره مرگ .

این علائم اگر در همراهی با یک داغ یا عزاداری باشند به عنوان اختلال افسردگی ماژور شناخته نمی شوند . این توجه به غم و عزاداری سوگ کسی کمی کنایه آمیز است دربرابر سایر تروماهایی که ممکن است شخص متحمل شود از جمله خیانت زناشویی – جدایی زوجین از یکدیگر – طلاق – قهر – که ممکن است برای سالها شخص را درگیر کند بخصوص اگر پای بچه ای در میان باشد .

در موارد خیانت به همسر ، مرد یا زنی که به او خیانت شده غم و دردش را طوری توصیف میکند که اگر همسرش مرده بود برایش قابل تحمل تر بود . بعضی علائم افسردگی شامل احساس بدبختی و ناراحتی کردن – احساس خستگی و جان نداشتن – دیگر از چیزهایی که قبلا لذت میبرده ، لذتی نمی برد و هیجانی ندارد – احساس تشویش خاطر و پریشان حالی – همگی بخاطر کاهش سطح رضایتمندی از رابطه زناشویی می باشند .

(ویسمن 2001) . علاوه بر آن از آنجایی که یکی از تاثیرات خاص داروهای ضد افسردگی کاهش میل جنسی است ، همین مسئله می تواند ناخواسته مشکلاتی را در رابطه ایجاد کند .

خیانت به همسر,افسردگی و خیانت به همسر,موارد خیانت به همسر

عوامل استرس زای نسبی پیش گویی کننده افسردگی :
بیشتر تحقیقاتی که روی موضوع افسردگی و خیانت به همسر تمرکز دارد به مطالعه ی رابطه ی بین افراد متاهل هتروسکشوال می پردازد . مطالعات نشان می دهد که در این روابط حس تحقیر یا بی ارزش شمرده شدن می تواند نهایتا منجر به اختلال افسردگی حاد شود .

( کانو و اولیری – 2000  ، گلاس و رایت – 1997 ) به عنوان مثال پی بردن زن به رابطه خارج زناشویی شوهرش – تهدیدهای او به طلاق – آزار و اذیت و خشونت جسمی از جمله دلایلی هستند که نهایتا به افسردگی کلینیکال منجر می شوند . ( اولیری – 2005) . کانو و اولیری در سال 2000 به مقایسه بین دو گروه ، که در یک دسته وقایع تحقیر آمیز و شرم آوری در زندگی زناشویی اشان رخ داده بود و در دسته دیگر دعوا و نزاع های زناشویی بدون وقایع شرم آمیز مثل خیانت جنسی و … رخ داده بود ، پرداختند .

آنها مطالعه را از چندین حیث مثل سابقه افسردگی یا تاریخچه خانوادگی افسردگی تحت کنترل قرار دادند . مطالعه نشان داد که زنانی که در زندگی زناشویی شان وقایع تحقیر آمیز و شرم آور رخ داده بود علائم افسردگی را به مراتب بالاتری نسبت به گروه دیگر بروز دادند .

در حقیقت سه چهارم افرادی که با وقایع شرم آمیز در زندگی زناشویی شان مواجه شده بودند به افسردگی بالینی دچار شدند . یکی از توضیحات این نرخ بالای افسردگی در این افراد این بود که بعضی زنان میل دارند وقایع شرم آمیزی که در زندگی شان رخ داده را درونی کنند و در خودشان بریزند، خودشان را سرزنش کنند و مقصر بدانند و کارهای زشت همسرشان را مثل آتیشی به جان خودشان بیندازند و خود را بیشتر مستعد افسرده شدن کنند . ( اسپیرینگ – 1996) .

باورهای دوران تاهل هر کسی می تواند به سلامت روانی وی در مراحل انتقالی زندگی اش از یک بازه ی سنی به بازه ی دیگر خیلی کمک کند . (سیمون و مارکوسن – 1999) . سیمون و مارکوسن به مطالعه ازدواج – سلامت روانی و تصورات شخصی هر فرد درباره ی باورهایش از اهمیت و نقش ازدواج روی سلامت روانی فرد در هنگام مواجه با حوادث غیر قابل کنترل زندگی مثل طلاق و جدایی پرداختند .

آنها در مطالعه شان به این نتیجه رسیدند که در افرادی که به ازدواج به چشم یک تعهد و پایبندی مادام العمر نگاه می کنند، سطح آسیب پذیری و افسرده شدن در مقایسه با افرادی که چنین دیدگاهی ندارند بسیار بالاتر است. آنها نتیجه گرفتند که وقتی افکار با اعمال همخوانی دارند سلامت روانی در سطح بالاتری قرار خواهد داشت .

لیست در حال گسترشی از اعمال استرس زای زندگی که با شروع افسردگی در ارتباطند گرد آوری شده است. (کریستین هرمن – اولیری – آوری لیف 2001 ) چیزی که برای این گروه تحقیقاتی معما بود این بود که آیا مسائل و دغدغه های شدید زندگی متاهلی نیز می تواند به عنوان عاملی برای شروع افسردگی در زنانی که قبلا اصلا سابقه افسردگی را نداشته اند باشد یا خیر . 50 زن بین سنین 18 تا 44 سال در این کارازمایی گنجانده شدند .

نتیجه مطالعه شان نشان داد که 38 درصد شرکت کنندگان با شرایط روبرو برای اختلال افسردگی مواجه هستند . و از میان 11 نفری که جدایی و طلاق ذز همسر را بعنوان یک عامل استرس زا بیان کرده بودند 63 درصد آنها شرایط مواجه با افسردگی را داشتند .

این مطالعه برای 38 درصدی قابل اهمیت است که با فاصله کوتاهی از یک واقعه منفی از ازدواجشان دچار افسردگی می شوند با وجود آنکه پیشتر هیچ گونه سابقه افسردگی نداشته اند .

رابطه ی بین خیانت به همسر – طلاق  و سلامت روانی بشدت پیچیده است . گزارش شده که روابط خارج زناشویی عامل 20-27 درصد طلاقها می باشند . ( گاتمن – 1999) . سوئینی و هورویتز در 2001 چنین مطالعه ای را ترتیب دادند تا رابطه ی بین خیانت زناشویی – همسری که به وی خیانت شده – شروع فرایند طلاق و سلامت روانی بعد از آن را مورد ارزیابی قرار دهند . آنها دادهی خام خود را از آنالیزگر ملی تحلیل مسائل خانوادگی گرفته و مورد بررسی قرار دادند . در سالهای 1987-1988 تعداد 13007 شرکت کننده  و در بین سالهای 1992-1994 تعداد 10005 شرکت کننده در کارازایی حضور داشتند .

سوئینی و هورویتز در 2001 به بررسی اینکه کدامیک از زوجین آغازگر پروسه طلاق باشد در مواردی که خود فرد یا همسرش خیانت زناشویی افشا شده داشته اند و افسردگی متعاقب آن در آنها پرداختند . آنها فقط به بررسی زوجینی که طلاق گرفته بودند پرداختند ، بنابراین داده های تحلیلی آنها شامل وضعیت روانی افرادی که هنوز در رابطه ای که به آنها خیانت زناشویی شده یا بالعکس نیست .

نتایج کار آنها پیشنهاد داد که سلامت روانی فرد در رابطه ای که همسرش به وی خیانت کرده بیشتر و بالاتر است اگر خودش ابتدای امر پیشنهاد دهنده ی طلاق  و جدایی باشد نه همسر خیانت کار درخواست کننده جدایی .

چنین به نظر می رسد که کنترل داشتن روی زندگی کسی فوایدی نیز دارد . علاوه بر آن تحقیقات آنها نشان داد که زنانی که بخاطر خیانت های همسرشان طلاق گرفته اند بیشتر از مردان در این قضیه در ریسک افسردگی قرار دارند . در این بانوان دو سال اول بعد از طلاق از حیث گرفتن افسردگی بسیار حائز اهمیت است.

خیانت به همسر,افسردگی و خیانت به همسر,موارد خیانت به همسر

سوئینی و هورویتز 2001 اذعان داشتند که مردان اگر مردد باشند که همسرشان به آنها خیانت کرده یا نه بیشتر در معرض افسردگی قرار میگیرند تا اینکه نسبت به این قضیه یقین پیدا کنند . در این رابطه به نظر می رسد مردان بویژه از احساس تشویش خاطر ناشی از نگرانی در مورد اعمال همسرانشان هراسانند .

همچنین به نظر می رسید که مردان در مقایسه با زنان بیشتر دربرابر افسردگی حساسیت نشان می دهند در مواردی که خودشان شروع کننده فرایند جدایی باشند. داشتن فرزند در خانواده در این شرایط به افسردگی مردان کمک می کند .

سوئینی و هورویتز چنین تخمین زدند که ممکن است علت آن کاهش تعداد دفعات ملاقات فرزندان بعد از جدایی باشد . عوامل ثانویه کمک کننده به کاهش سلامت روانی بعد از  ازهم فروپاشی زندگی زناشویی به شرح زیر است : درامد کم خانواده – حضور بچه ها در خانه – کاهش حکایت اجتماعی – همگی این عوامل ممکن است در مراحل انتقالی زندگی نقش چشم گیری داشته باشد و استرس زیادی را در زندگی افراد ایجاد کند.

اولسون – روسن – هیگینز کسلر – و میلر در 2002 یک مطالعه کیفی برای بررسی عواقب بعدی خیانت به رابطه زناشویی ترتیب دادند. بعد از 13 مصاحبه تلفنی با افرادی که یک طرف خیانت به رابطه زناشویی بودند یا همسرشان به آنها خیانت کرده بود ، آنها چنین نتیجه گرفتند که این کار نهایتا ایجاد یک آشفتگی شدید روانی در فرد خواهد کرد .

مروری بر توجهات درمانی:

تحقیقاتی برای حمایت از زوج درمانی در موارد خیانت به همسر :
تحقیقات تجربی در زمینه خیانت به همسر محدود است . (بلو و هارتنت 2005) . خیانت زناشویی تنها به عنوان مشکلی که زوجین با آن به کلینیک ها مراجعه کنند نیست ، بلکه نحوه درمان روی نتیجه ی درمان بشدت تاثیر گذار است . (آتکینز – الدریج – بوکام – کریستنسن – 2005) . تحقیقی که آتکینز و همکاران در 2005 انجام دادند یکی از معدود تحقیقات تجربیست که برای ارزیابی کارایی زوج درمانی در افرادی که مورد خیانت زناشویی واقع شده اند ، انجام شده است .

فرضیه اولیه تحقیق بر آن بود که زوجینی که مورد خیانت زناشویی واقع شده اند در شروع کار درمانی بیشتر تشویش خاطر داشته و نسبت به زوجینی که این مشکل را ندارند سیر درمان آنها آهسته تر خواهد بود . مطالعه شامل 134 زوج با مشکل این چنینی بود که به طور تصادفی در دو گروه  زوج درمانی به روش درمان سنتی یا در گروه درمان جمعی قرار داده شدند .

19 تا اززوجین زیرگروه مواردی بودند که دکتر درمانگر خیانت به همسر را در مورد آنها مشخص کرده بود . زوجین قبل از شروع به کار درمانی ، در هفته 13 روند درمان ، در هفته 26 درمان و در آخرین جلسه درمان مورد بررسی قرار گرفتند .

درمانگر اطلاعات مربوط به آنها را در پرسشنامه ی خیانت به همسر وارد کرد. (آتکینز و همکاران – 2005 – صفحه 145 ) . یک مورد محدود می شد به خیانت به احساسات همسر ، در حالیکه در 18 مورد دیگر برخوردهای فیزیکی صورت گرفته بود .

دو سوم زوجین زوج درمانی برخوردی به شیوه سنتی دریافت کردند در حالیکه باقی زوجین زوج درمانی گروهی دریافت کردند . مطلبی که قابل توجه است اینکه زوجینی که مورد خیانت به همسر داشتند در پیش آزمون روند درمان سطح استرس و تنش بالاتری نسبت به سایر زوجین داشتند .

یافته ها اذعان می دارد که زوج درمانی بشدت کمک کننده می باشد و زوجینی که به آنها خیانت شده بود و در پیش آزمون تنش بالایی را از خود نشان داده بودند به مرور در طی مراحل درمان بهبود یافتند و در پایان کار درمان دیگر قابل شناسایی نبودند از سایر افرادی که مورد خیانت به همسر واقع نشده بودند- مثل بقیه افراد دارای سلامت روانی شده بودند .

استثنای این قضیه زوجینی بوند که در کل دوره درمان خیانتشان را از همسرشان مخفی نگه داشته بودند . این مطالعه نشان می دهد که زوج درمانی روش مهمی برای درمان مستقیم تنش ها (بعلاوه علائم افسردگی) یی است که بدنبال آسیب هایی که زوجین در رابطه به هم می زنند به وجود می آید .

بیچ – جوریلز و اولیری در 1985 تحقیقی انجام دادند تا به بررسی نتیجه روابط جنسی خارج چارچوب زناشویی در زوجینی که موزد درمان قرار گرفته اند بپردازند . کارازمایی بالینی آنها نشان داد که زوج درمانی در افرادی که روابط جنسی خارج چارچوب زناشویی داشته اند به دو دسته تقسیم می شود : یا یکی از زوجین تمایلی به همکاری و کار روی رابطه اش ندارد یا یکی از آن دو علائمی همراه با افسردگی از خود بروز می دهد .

اگر هر یک از این دو مورد باشد روند زوج درمانی استاندارد را از پایه خراب می کند . یافته های آنها نشان داد که فردی که روابط خارج زناشویی داشته در معرض خطر بالاتری برای افسردگی قرار دارد . در شوهرانی که خیانت به همسر داشتند 89 درصد بیشتر از نمره میانه افسردگی به افسردگی مبتلا شدند که این امر قیاس و تضادی 46 درصدی در مقایسه با سایر مردان داشت .

در زنانی که خیانت به همسر داشتند 82 درصد بیشتر از نمره میانه افسردگی به افسردگی مبتلا شدند که این امر قیاس و تضادی 48 درصدی در مقایسه با سایر زنان داشت .

با وجود آنکه شوهرانی که در روابط خارج زناشویی شرکت داشتند در مقایسه با دیگر مردان مطالعه سطح افسردگی بالاتری داشتند – اما آنها الزاما شرایط و معیارهای علائم افسردگی را نداشتند . با  این وجود وقتی زنان روابطی خارج چارجوب زناشویی داشتند ، 91 درصد آن خانواده ها در مقایسه با نرخ 43 درصدی گروه دیگر افسردگی داشتند .

گزینه های درمانی :
زوج درمانی در کل یک گزینه ی موثر درمانی برای درمان افسردگی است . در حالیکه درمان فرد به تنهایی برای درمان افسردگی تنها علائم افسردگی را تخفیف می دهد – حال آنکه زوج درمانی قادر است هم علائم را از بین برده هم رابطه زوجین را بهبود بخشد .

(پاترسون – ویلیامز – گراف گراندز – چاما – 1998 ) اگرچه در این رابطه هنوز مشکلاتی وجود دارد اما پلان درمانی مربوط به افسردگی و خیانت زناشویی توسط زوج درمانگر ها برآورد دقیق شده است . ما پیشنهاد می کنیم که درمانگرها با مکانیزم و روند تغییرات آشنا بوده و آگاه باشند که هر زوجی ممکن است شیوه ی درمانی متفاوتی داشته باشد . (بوکام – ابستین و لاتایلاده – 2002 ) .

گزینه های درمانی متعددی برای زوجینی که با دو ویژگی خیانت زناشویی و افسردگی مراجعه می کنند وجود دارد که متعاقبا خواهیم گفت . ما صحبتمان را محدود به روشهایی می کنیم که برای درمان همزمان افسردگی و خیانت به همسر مفید و موثر واقع شده اند . ( بیچ – 2003) .

مادامی که بیچ 2003 – کونگ 2000 – و مید 2002 ، همگی گزینه های درمانی موجود برای درمان همزمان خیانت زناشویی و افسردگی را مورد تحلیل قرار داده اند ، مرور و نقد ادبی هیچ مورد استرس زایی را در رابطه زناشویی به اندازه خیانت به همسر حاد نشمرده است .

تعیین اینکه کدام مددجو برای درمان افسردگی با روش زوج درمانی فرد خوبیست به این بستگی دارد که آیا او رابطه زناشویی شان را عامل اصلی افسردگی اش می داند یا خیر . ( بیچ 2003 – بیچ 2001 ) . اگر یکی از زوجین احساس مسئولیت و تعهد نسبت به زندگی زناشویی شان نمیکند زوج درمانی شیوه ی مناسبی برای درمان آنها نخواهد بود .

اگر فرد از قبل از اینکه همسرش انگیزه ی خیانت جنسی به وی داشته ، ایده های خودکشی در ذهن داشته باشد – باید پیگیری و بررسی های محتاطانه ای برای پیگیری سلامت وی صورت گیرد . (بیچ – ساندین – اولیری – 1990) .

پرینس و جاکوبسون در 1995 به مرور و بررسی زوج درمانی و خانواده درمانی در درمان اختلالات تاثیر پذیر پرداختند . در مقایسه با گروه کنترل ، آزمونهای بعد از درمان در درمانهای رفتاری زوجین و نیز درمانهای تحلیل شناختی روی خود فرد ، از ارجحیت برخوردار بودند .

البته درمان رفتاری زوجین به بهبود روابط زناشویی آنها نیز منجر شده که این امر در مورد افرادیکه فقط خود شخص تحت درمان روان شناختی بوده به مشابه گروه کنترل هیچ بهبودی در روابط زناشویی آنها حاصل نشده است.  پرینس و جاکوبسون همچنین به کار تحقیقاتی ابستین اشاره کردند ( ابستین و همکاران 1988 ) که پیشنهاد به ترکیب دو سیستم روان درمانی و دارو درمانی می کرد .

اگر جلسات خانواده درمانی به شیوه دارو درمانی بیمار دارای افسردگی اضافه شود ، هم عملکرد خانواده افزایش می یابد هم علائم افسردگی بهبود می یابد . ( پرینس و جاکوبسون 1995) .

مداخلات گروهی :
گوردون – بوکام – و اسنیدر در 2004 یک پروتوکل درمانی سه مرحله ای برای درمان گروهی پیشنهاد دادند : فاز اول درمان تمرکزی بر تاثیر رابطه خارج چارچوب زناشویی دارد . این مرحله به مشخص کردن بحران آنی بین زوجین در برابر نقاط قوت آنها ، سپس تنظیم پلان درمانی آنها با ایفای وظیفه به هر یک از آنها تا پیاده شدن کامل روند درمان می پردازد .

در این مرحله از درمان است که درمانگر باید به بررسی علائم افسردگی یا ایده ای خودکشی در هریک از زوجین بپردازد و مشخص کند که آیا پای آن شخص سوم از رابطه ی این زوج بریده شده یا خیر . از آنجایی که افسردگی – تشویش خاطر و شرمندگی همگی ممکن است متعاقب یک رابطه ی خارج زناشویی رخ دهد ، در فاز اول درمانی لازم است تا از شخص آسیب دیده حمایت شود .

شدت احساسات در این مرحله بالاست و گوردون – بوکام و اسنیدر در 2004 به درمانگرها پیشنهاد می کنند که به هر دو زوجین در این مرحله اصول بیان احساسات ، برقراری ارتباطات ، درک بهتر آنچه رخ داده و چگونگی کنار آمدن با آنها را  بیاموزند . مرحله دوم کار درمانی دربردارنده جست و جو درباره محتوای فعل و مفهوم انجام آن کارهاست. بعضی از اهداف این مرحله از درمان شامل موارد زیر است :

-ارزیابی محتوای کار
– یک احتمال واقع بینانه درباره پتانسیل انجام مجدد فعل
– ایجاد امنیت نسبی برای شخص آسیب دیده – توانایی آنها برای ارزیابی و ایجاد تغییراتی که به رابطه طولانی مدت آن ها جان می بخشد .

مرحله نهایی کار ادامه دادن است. زوجین میتوانند پس از اطلاع تصمیمی گرفته و به پیش روند که ممکن است بخشیدن جزئی از آن باشد . (گوردون و همکاران 2004 – اسپیرینگ 1996) . مدلی که گوردون و همکاران برای بخشیدن پیشنهاد دادند یک نمای واقعی از رابطه ی بین زوجین را به نمایش می گذارد که به موجب آن شخص آسیب دیده از تمامی احساست منفی ای که نسبت به همسر آسیب رسانش داشته خلاص می شود وانگیزه اش برای تنبیه همسرش کمتر می شود . ادامه دادن مسیر ممکن است به این معنی باشد که زوجین بخواهند از هم طلاق بگیرند و به این صورت به زندگیشون ادامه دهند .

رفتار درمانی زناشویی :
نشان داده شده که رفتار درمانی زناشویی نه تنها در ایالت متحده آمریکا بلکه در بسیاری کشورهای دیگر نیز بسیار موثر است . ( مید – 2002 ) . اگرچه همچنان سوالاتی درباره توانایی این روش برای حفظ تغییرات در طول زمان وجود دارد (جانسون 2002) . مدل اصلاح شده ی آن که در زوج درمانی رفتاری گروهی به کار برده می شود ممکن است کارایی آن خیلی بیشتر باشد .

( جاکوبسون و کریستین – 1996 ) . این روش در آشکار سازی وجود افسردگی و خیانت زناشویی همزمان با هم بسیار کاربرد دارد. (بیچ 2001 ) . در این شیوه درمانی وقتی یکی یا دو همسر افسرده هستند تمرکز اولیه بر روی رفع علائم افسردگی است .

مید پیشنهاد کرد که این روش ممکن است کارامد باشد برای مواقعی که مشکل زناشویی ایجاد افسردگی کرده و هر دوی زوجین تمایل به همکاری برای رفع مشکل داشته و تعهد بهم دارند . رفتارهایی توصیه می شود که توجه خاصی را معطوف هم کنند ، حمایت – نزدیکی و تعهد بیشتری نسبت به همسر افسرده داده شود. اجزای این روش که باید جزیی از درمان باشد باید شامل موارد زیر باشد :

-آموزش دادن به زوج درباره طبیعت تنش های دوران متاهلی و افسردگی این دوران
– افزایش ارتباطات مثبت با یکدیگر
– افزایش پذیرش تفاوتهای یکدیگر
– کاهش سرزنش و تهدید یکدیگر
– کاهش تحریکات آزار دهنده ( بویژه تحریکات آزار دهنده ای که به قصد عوض کردن برخوردهای دیگران انجام می شود ) -افزایش مهارتهای مکالمه و حل مشکل
– کاهش افکار منفی درباره خود ، همسر ، دنیا ، آینده  و برنامه ریزی برای مشکلات ناگزیر تکرار شونده زناشویی و دوره های افسردگی . ( مید 2002 – صفحه 308 )

این روش شانس رد و بدل کردن رفتارهای مثبت را بالا می برد و شاید علائم افسردگی را تخفیف بخشد . این مدل مستقیما روی جنبه های خیانت به همسر مثل مکانیسم بخشیدن و تصدیق نیازهای امنیتی آینده تاثیری ندارد . (بلو – 2005) برای همین ممکن است از همین حیث در مواردی که تنش و افسردگی بهمراه یک خیانت زناشویی باشد محدود شونده باشد .

زوج درمانی رفتاری گروهی:
زوج درمانی رفتاری گروهی توسط جاکوبسون و کریستینسین طراحی شد و به منظور افزایش کار زوج درمانی رفتاری سنتی و افزایش کارایی آن  طراحی آن صورت گرفت . (دیمی دیان – مارتل – کریستنسن – 2002 )

3 مداخله ی اصلی در متد فوق الذکر به کار رفته تا سطح تنبیهات کاهش یابد و برخوردهای مثبت ارتقا سطح یابند . ( کریستن سن و هیوی – 1999)

اینها تبادلات رفتاری – آموزش برخورد و مکالمات و آموزش حل مسئله می باشد . اگرچه این روش بر پایه مهارتها بنا گذاری شده و برای تغییر در رفتار برنامه ریزی شده ، یکی از اجزای آن افزایش تمرکز بر این قضیه است که رفتارهای همسر را به عنوان بخشی از روند تغییر کردن بپذیریم . ( دیمی دیان و همکاران – 2002)

روان درمانگر این کار از تکنیک هایی استفاده می کند که در 3 اصل گنجانده می شوند :

تحمل- پذیرش-تغییر
در مورد پذیرش حس همدلی در مورد مشکل بعنوان اولین رویکرد مداخله ای شمرده می شود . هدف درمانگر ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی بین دو زوج است و اینکه در آنها برای مسائل دغدغه برانگیز ایجاد تحمل کند .

درمانگر ممکن است همچنین از تکنیکی به نام جداسازی یکپارچه برای کمک به زوجین در دور کردن خودشان از مشکل استفاده کند که به موجب آن کار آن مسئله با دیدی عقلی و نه احساسی مورد بحث و بررسی قرار گیرد . درمانگر همچنین می تواند علائم افسردگی فرد را پس از بیرون آمدن از یک موقعیت آزار دهنده – تحقیر کننده بازچینی کند به جای آنکه شخص این انگیزه را داشته باشد که همسرش را بخاطر حس تشویش درونی خودش تنبیه و توبیخ کند.

روان درمانگران این زمینه از مداخله های تحمل برای درمان استفاده می کنند به این صورت که زوجین از تلاششان برای تغییر یکدیگر دست می کشند . برای زوجی که خیانت به همسر را در رابطه شان تجربه کرده اند این کار به منزله پاک کردن حرکت خارج از چارچوب زناشویی نیست اما به معنی پر رنگ کردن چیزهایی است که زوجین د این خصوص در مورد یکدیگر یاد گرفته اند .

زوج درمانی رفتاری گروهی:
زوج درمانی رفتاری گروهی بر پایه یکپارچه سازی مدل گروهی و سیستماتیک بنا شده است . (کونگ 2000 – تیشمن و تیشمن – سال 1990 )

کلید دستیابی به این هدف شناسایی این تفکر است که چگونه ایده های آنی و اعوجاجات جمعی به روند افسردگی کمک میک ند . (بک – 1991 – کونگ 2000)

درمانگران زوجی گروهی به افسردگی به عنوان سیکل میان فردی منفی در رابطه زوجین نگاه می کنند . درمانگران به بررسی واکنش های عاطفی – تفسیر برخوردها و ریز مفهوم و درون مایه ی رابطه ی زناشویی می پردازند . (بوکوم و ابستین – 1990 )

در این مداخلات از روشهای مستقیم برای دست و پنجه نرم کردن با انتظارات آسیب دیده بیمار استفاده می شود . با وجود اینکه هدف این روش افزایش حمایت دو طرفه بین زوجین است اما ممکن است اگر یکی از همسرها تمایلی به همکاری نداشته و بر این باور باشد که خیانت به همسر جنبه ی دفاع از خود را داشته ، روند انجام کار با محدودیت هایی مواجه می شود .

از طرف دیگر اگر شخص افسرده همان کسی باشد که به همسرش خیانت کرده سرزنش و نکوهش خود و مقصر شمردنش ممکن اسن جزو عوامل کمک کننده به عمیقتر شدن افسردگی وی باشند .

مدل سی سی تی توسط کونگ در 2000 تست شد و در کاهش علائم افسردگی بسیار سودمند واقع شد . درمان بازسازی هویت گروهی در درمان افرادی که دچار تشویش در زندگی زناشویی شده اند نیز همچنین کاربردی است . (کریستن سن و هیون  – 1999) از آنجا که روش سی بی تی در درمان افسردگی و مشکلات زناشویی کارامد بوده است ، احتمال آن وجود دارد که مدل های ارتباطی  مشابه آن نیز در درمان همزمان خیانت به همسر  و افسردگی ایده آل باشند.

مادامی که مدل سی بی تی از ابتدای امر بر روی ادراک و رفتار برای رهایی از احساسات با الگوی ماکرو لول تمرکز دارد ( بوکام و همکاران – 2002 – صفحه 28 ) ، سی بی سی تی مرکز گراست و نقش احساسات و تاثیر عوامل محیطی را برروی درمان روابط صمیمی در طی گذر زمان می داند . (ابستین و بوکام – 2002  – بوکام و همکاران 2002)

وابستگی بالغینیکی از زیرپایه های بنیادی روش درمانی در زوج درمانی متمرکز بر احساسات است . علاوه بر آن الن و بوکام در 2004 به رابطه ای قوی بین نوع وابستگی و انگیزه ی خیانت به همسر و نوع آن اشاره کردند . ( بلو و هارتنت 2005 )

این مدل بیان می دارد که روش ای اف تی با تمرکزی که بر وابستگی دارد ممکن است یک روش ایده آل برای درمان خیانت به همسر و شیوه های بروز آن در روابط باشد .

ای اف تی روشی تجربیست برای زوج درمانی که شواهدی قوی مبنی بر این وجود دارد که در طی زمان می تواند بسیار کارامد واقع گردد. (جانسون – 2002) . علاوه بر آن این روش به خوبی برای جراحات وابستگی که در نتیجه وابستگی رابطه ای به یکی – متعاقب برخورد نسنجیده آنها رخ میدهد ، جواب میدهد . (جانسون – ماکینن و میلیکین – 2001)

جانسون در 2004 بیان می کند که تروماهای رابطه ای که در نتیجه وابستگی به کسی ایجاد شده باشند بدان معناست که : آسیب ناشی از جدا شدن و تنها شدن در برابر یک تجربه شکست آمیز و آسیب پذیر – (صفحه 267).

ارتباط این تئوری برای در نظر آوزدن گزینه های درمانی کارامد است وقتی هدف درمان زوجیست که به تازگی در آنها خیانت به همسر و افسردگی رخ داده است . اگرچه باید این قضیه روشن شود که نه همه ی کسانیکه مورد خیانت زناشویی واقع می شوند به آنها آسیبهای ناشی از وابستگی وارد شده یا افسرده می شوند،  اما مدل ای اف تی هر دو این مسائل را مورد هدف قرار می دهد . ( جانسون و همکاران – 2001) “

وقتی همسری برای کمک گرفتن با تمام وجود فریاد می زند یا تا آن لحظه آسیب زیادی به وی وارد شده و از سمت همسرش هیچ توجهی دریافت نمی کند ، اولین ریشه های اطمینان در دل او می شکند . (جانسون – 2004  – صفحه 269)  .  در بیان این مورد که خیانت به همسر یک آسیب وابستگی مرتبط با ای اف تی است درمانگر:

1.همسر آسیب دیده را ترغیب می کند تا این حس آسیب پذیری رو که آن را به همسرش نسبت می دهد خطر کند و کنار بگذارد .
2. در بازسازی احساسات خدشه دار شده بیمار که شامل رنجیده شدن و ترس از ترک شدن است،  به وی کمک کند .
3.به همسر وی کمک کند تا عبارات مربوط به خیانت به همسر را از حیث اهمیت آن در وابستگی رابطه اشان بشنود و درک کند نه بصورت بی عدالتی ای که در حق همسر آسیب دیده اش شده .
4.ببیند آیا شخص مجروح می تواند آسیبی که به وی وارد شده را بازسازی کند و غمش را بیان کند یا نه .
5. همسر خیانتکار را ترغیب کند تا به مسئولیت پذیریش – درکش از موضوع و غم و پشیمانیش را اعتراف  کند .
6.همسر آسیب دیده را ترغیب کند تا از همسرش درباره ی راحتی و آرامش رابطه شان  بپرسد .
7.مادامی که به زوجین کمک می شود تا تعریف جدیدی را برای عبارت خیانت به همسر جایگزین کنند ، به همسر خائن کمک شود تا حس مسئولیت پذیری اش نسبت به همسرش پررنگ تر شود . (جانسون – 2004)

اگر مداخله در مراحل اولیه خیانت های زناشویی صورت گیرد از عوامل استرس زای بعدی – افسردگی – و از هم پاشیدگی خانواده جلوگیری می کند . ( بیچ و همکاران – 1990) مارچنت و هوک در 2000 بیان داشتند که خاموش ماندن و به صورت برخوردهای زننده با یکدیگر واکنش و تعامل داشتن ممکن است به بروز علائم افسردگی در هر دو همسر منجر شود .

ما بر این باوریم که ابتدا علائم افسردگی شناسایی و درمان شوند سپس با الگوهای نحوه تعامل زوجین مواجه شد – بویژه در مواردی که افسردگی شدید است . اگر در شناسایی و درمان علائم افسردگی ناموفق بمانیم درمان دارویی افزایش تعاملات مثبت و کاهش تعاملات منفی بی نتیجه خواهد بود . (مرچنت و هوک – 2000)

زنانی که تجارب شرم آوری در زندگی زناشویی خود دارند باید به صورت بالینی به آنها کمک شود تا با  احساسات مورد خیانت واقع شدن – تحقیر – و شرمندگی ناشی از افسردگی  کنار آیند . (کانو و اولیری – 2000 – صفحه 780 )

با درمان بالینی کسی که تجربه شرم آوری در زندگی زناشویی اش داشته ، به آن شخص کمک می شود تا احساساتش به سمت خشم و کنترل داشتن روی پیرامونش و حتی احساس صمیمیت و نزدیکی با همسرش تغییر یابد . ( کانو – اولیری – هینز – 2004 )

درمانگر باید توجه داشته باشد که در موارد رابطه خارج چارچوب زناشویی و افسردگی شخص یا هر دوی زوجین ممکن است حمایت اجتماعی یا خانوادگی خود را از دست داده باشند .

افسردگی و تعاملات رابطه ای وابسته به آن با هم در ارتباطند . شخص افسرده و همسرش هر دو ممکن است برخوردهای یکدیگر را خشونت آمیز -بدون عاطفه –  ناصادقانه ونامطبوع برداشت کنند .

هر دو همسر ممکن است وارد چرخه ی منفی ای شوند که در آن شخص افسرده منفعل تر – شخص غیر افسرده ابرازگر احساسات منفی بیشتر نسبت به همسرش و نهایتا در نتیجه آن شخص افسرده مجدد بیشتر افسرده شود . (کونگ 2000)

مسائل کلی:
زنان در رابطه زناشویی با مردان بیشتر آسیب می بینند تا مردان . زیرا نشان داده شده که مردان گرایش بیشتری به سمت برقراری رابطه خارج زناشویی دارند . ( بلو و هارتنت – 2005 ) . علاوه بر آن مطالعات ادبی نشان می دهد که زنان به نسبت یک یا دوبرابر بیشتر در مقایسه با مردان در ریسک ابتلا به افسردگی قرار دارند .

کونگ در 2000 چنین نتیجه گرفت که زنان بیشتر مستعد افسردگی در رابطه شان هستند و این بخاطر دید و باور ذهنی ای است که به رابطه شان دارند و خود را بدون قدرت و تنها یک زن تجسم می کنند . کونگ همچنین بیان کرد که زنان ممکن است در برابر نیازهایشان سکوت کرده تا به یک زن / همسر عالی و ایده آل با آن سطح توقعات ذهنی بدل شوند .

زنانیکه خود را نادیده میگیرند ممکن است تنها و منزوی شده – حس اعتماد به نفس خود را از دست دهند که این شرایط نهایتا به افسردگی منجر می شود . (کونگ 2000)

– اگرچه امروزه نسبت به گذشته زنان در عرصه کار و اشتغال فعالترند اما آنها همچنان خیلی با کارهای کلیشه ای و بی اهمین خانه خودشان را سرگرم نگه داشته و همه انرژی و قوت خود را تخلیه می کنند . این کار بشدت روی توانایی آنها در مراقبت از خودشان در مواقع آسیب های رابطه ای، تاثیر سو می گذارد .

در مواردی که زنان بیرون خانه کار نمی کنند و به همسر خود وابسته هستند ، در موارد خیانت شوهر به آنها ممکن است باعث شود آنها چشم خود را روی همه چیز بسته یا آن رفتارهای دردآور را تحمل کنند .

ترکیب زوج درمانی با دارو درمانی :
مطمئنا داروهای ضدافسردگی گزینه درمانی ایده آلی برای درمان طولانی مدت نیستند . بویژه آنکه افسردگی و حس غم واکنش هایی طبیعی به وقایع دردآور زندگی هستند . ترکیب دارودرمانی با زوج درمانی فعلا گزینه موجود درمان است چون هیچ تحقیق و کارازمایی که بیان کننده بهترین نوع درمان افسردگی و خیانت زناشویی همزمان باشد ، وجود ندارد .

حس عمیق مورد خیانت واقع شدن ممکن است آن همسر را نسبت به ازدواجش پریشان احوال ساخته ، حس اعتماد به نفسش را از دست بدهد ، نسبت به آینده مضطرب شود و به همین آسانی افسرده و دلسرد شود.

از طرف دیگر همسری که خیانت کرده ممکن است حس دوست داشتن معشوقه اش- رویاهای ناتمام  را از دست بدهد . دچار احساس گناه و سردرگمی شود . همچنین ممکن است افسرده و ناامید شود . اگر علائم افسردگی یا پریشان احوالی هر یک از زوجین ارتقا نیافت برای درمان باید ارجاع داده شوند . ( گلاس – رایت – 1997 – صفحه 481 )

برای کسانی که چندین علامت افسردگی را دارند وقتی به دکتر مراجعه می کنند و طلب کمک می کنند ، نشان داده شده که درمان دارویی مثل داروهای ضد افسردگی موثرند . (اولفسون – مارکوس – دروس – و همکاران – 2002 )

درمان دارویی باعث کاهش علائم افسردگی شده تا زوجین بتوانند به زوج درمانی بپردازند . با این وجود این مرحله از کار باید به خوبی برنامه ریزی شده و پیش رود زیرا داروهای ضد افسردگی عوارض جانبی خاص خود را در ارتباط با رابطه ی زناشویی دارند .

به عنوان مثال سرکوب میل جنسی که یکی از عوارض جانبی های معمول داروهای ضدافسردگیست ممکن است با ایجاد رابطه ی عاطفی مجدد بین دو همسر در تناقض باشد .

توصیه هایی برای تحقیقات آینده:
تحقیقات تجربی در رابطه با خیانت زناشویی محدود است . (بلو و هارتنت – 2005 ) موارد خیانت زناشویی تنها یک مشکل نیست که زوجین با آن به کلینیک ها مراجعه می کنند ، بلکه آن چیزیست که روی هر درمانی اثر می گذارد . (آتکینز – الدیریج – بوکام – کریستنسن – 2005 )

چند پاسخ در تحقیقات یا تئوری ها وجود دارد که درمان مراجعه کنندگانی که هم افسردگی داشته و هم مورد خیانت زناشویی واقع شده اند را تسهیل می بخشد .

ما به پژوهشی جامع – از لحاظ کیفی و کمی فراگیر و آنکه مداخلات آن بر اساس شواهد تجربی باشد، برای زوج درمانی نیاز داریم . ( اپستین – 2005 ) علاوه بر آن ما بدنبال منابعی هستیم که تمایل به سرمایه گذاری مالی برای این موضوع مهم دارند .

مادامی که فاصله ی بین دانش و کارامدی درمان همزمان افسردگی و خیانت به همسر بسیار زیاد است ، استفاده از زوجینی با این شرایط برای مطالعات طولی مشکل خواهد بود .

مشکل ترین کار به کار گیری زوجین برای بررسی همزمان افسردگی – خیانت به همسر – و مشکلات زناشوییست . (بلو و هارتنت – 2005 – کوینه و بنازون – 2001 )

کوینه و بنازون همچنین قضیه به کارگیری علائم پیشین افسردگی مقدم بر مشکلات زناشویی را مورد بحث قرار دادند. بهنگام اداره کردن تحقیقات درباره افسردگی و خیانت زناشویی ، شخص باید واضحا علائم افسردگی پیش از وقوع رابطه زناشویی خارج چارچوب را مدنظر داشته باشد .

درک کردن رابطه زناشویی – اگر اصلا وجود داشته باشد – برای کسانیکه می خواهند وارد یک رابطه ی جنسی بجز رابطه ی زناشویی اصلی خودشان شوند – مهم است .

بر این اساس افسردگی می تواند یک پیش آهنگ مهم ، برای مثال در احتمال خطر یک رابطه زناشویی در چارچوب اصلی خود باشد .

همچنین در ارتباط با تجارب مردان در زمینه مورد خیانت زناشویی واقع شدن خلأ وجود دارد. زنان در برابر خیانت زناشویی شوهرشان خودشان را مقصر دانسته و افسرده می شوند حال آنکه در شرایط مشابه مردان عصبانی شده و عصبانیت خود را سر شخص سومی خالی می کنند . (اسپیرینگ – 1996 ) تحقیقات آینده باید دربردارنده درک همسران از مشکلات و ناسازگاری های زناشویی باشد .

خلأ قابل توجهی در تحقیقات مربوط به خیانت به همسر که در آنها اعمال جنسی رخ نداده وجود دارد. اصولا هیچ داده ای موجود نیست مبنی بر اینکه خیانت به احساسات همسر روی رابطه زوجین و سلامت روانی افراد بخصوص در ارزیابی افسردگی اثر دارد یا نه .

برای دستیابی به اصول زوج درمانی برای درمانگران و شخص سوم این ابطه ، درمانگران خانواده و مسائل ازدواجی باید مکانیسم تغییرات را تفسیر کنند . (بیچ – 2001 )

مزایای رضایت زناشویی و کاهش علائم افسردگی در بعضی زمینه ها باید توسط تیم تحقیقاتی ارزیابی شود . از آنجا که در امر ازدواج و خانواده درمانی خیلی مهم است ، همه موارد به تشخیص و روان درمانی این کار منجر نمی شود .این ممکن است باعث امتناع ایشان از شرکت در درمان افسردگی و خیانت به همسر شود .

مادامی که تحقیقات نشان می دهد که روان درمانی هر فرد و دارو درمانی می تواند برای درمان افسردگی موثر باشد ، به نظر می رسد زوج درمانی موثرترین متد برای درمان رابطه ی زوجین و رهایی از تنش های زندگی متاهلی می باشد . حداقل اینکه به عنوان یک گزینه ی همراه مهم برای درمان فردی و دارویی باید به آن نگریسته شود .به نظر می رسد که تحقیقات بیانگر این مطلب است که رابطه ی علت و معلولی بین عوامل تنش زای زندگی متاهلی مثل طلاق و جدایی و شروع افسردگی وجود داشته باشد .

از آنجا که افسردگی چهارمین عامل ناتوانی در سطح جهان است ( موری و لوپز – 1996 – اولفسون – مارکوس – دروس و همکاران – 2002 ) ، خیلی نا امید کننده است که تحقیقات زوجین و خانواده یکی از کمرنگ ترین مباحثی است که در زمینه خانواده و زوج درمانی به آن پرداخته شده است ، با توجه به اینکه رابطه ای نزدیک بین عوامل استرس زای زندگی متاهلی مثل جدایی / طلاق و روابط خارج چارچوب زناشویی و شروع افسردگی وجود دارد.

یکی دیگر از مطالعاتی که ما باور به مهم بودن آن داریم ارتباط بین نسلی افسردگی با مسئله خیانت زناشویی است . ما باور داریم کلنجار زیادی وجو دارد بین فهم چگونگی انتقال این مفاهیم از نسلی به نسل دیگر از طریق ژنتیک / یادگیری یا هردو .  یک خلأ بین تشخیص شروع افسردگی با خیانت به همسر ، و درمان افسردگی برای زوجینی که در حال درمان بر سر مسئله خیانت زناشویی هستند.

آیا این مطلب پیشنهاد دهنده این مسئله است که همسری که برای درمان افسردگی می رود-  باید نزد پزشک خانوادگی اش برای دریافت دارو درمانی برای درمان همزمان خیانت به همسر باشد ؟  آیا این بدان معناست که درمان تنش و مشکلات زناشویی باعث کاهش علائم افسردگی می شود ؟چنین  به نظر می رسد که هیچ شواهد تجربی در پژوهش حاضر روی زوج هایی که  بخاطر تنش ها و خیانت های زناشویی  درمان شده اند با افسردگی پیش یا پس از آن وجود ندارد .

جمعیت محدودی برای درمان همزمان زوج درمانی و افسردگی کمتر از حد واقعی معرفی شده اند . ( بلو و هارتنت – 2005 –  اولفسون و مارکوس – دروس و همکاران – 2002 ) تحقیقات بیشتری در این رابطه برای اثبات این نکته که آیا این مساله به تبعیضات فرهنگی بستگی دارد یا این مسئله بیانگر این است که جمعیت محدودی در مضیقه واقع شده و دسترسی کمتری به خدمات بیمه های بهداشتی داشته و در نتیجه درمان اختلالاتی نظیر افسردگی را دریافت نمی کنند ، باید انجام شود .

نتیجه گیری
در این مقاله ی مروری بر خیانت به همسر و افسردگی ، ما به رابطه ای واضح بین تبادلات همزمانی آن دو در یک یا هر دو زوجین پی بردیم .

نشان داده شده که زوج درمانی برای درمان افسردگی و خیانت به همسر به طور مجزا کارامد است . با اینکه شواهدی قوی مبنی بر همزمانی بروز خیانت به همسر و افسردگی وجود دارد ، تحقیقی جامع و کامل برای ارزیابی کارایی درمان این زوجین
مورد نیاز است .

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

افسردگی

منبع:tebna.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جمعه 12 آذر 1395 ساعت 18:22 | بازدید : 42 | نوشته ‌شده به دست padidegolab | ( نظرات 0 )

 درمان لک شیرین بیان

درمان لک ‌های پوستی با شیرین بیان

درمان لک ‌های پوستی با شیرین بیان

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

کدام گیاهان دارویی را بدون تجویز مصرف کنیم؟

از عصاره گیاه شیرین بیان برای درمان لک‌ های پوست استفاده می ‌شود، تحقیقات در این زمینه، نتایج رضایت ‌بخشی را ارایه داده است و می ‌توان از مزایای طبیعی این گیاه پرفایده بهره برد. آیا واقعا چنین نتایج درمانی از این گیاه انتظار می‌ رود؟

شاید بهتر باشد این ‌طور بگویم که بی ‌خطرترین عامل روشن‌ کننده رنگدانه که دارای کمترین ملانوم است، عصاره شیرین ‌بیان است که در ترکیبات زیبایی به عنوان شفاف ‌کننده ی پوست به کار می‌ رود و می ‌تواند در ترکیبات کرم‌ های آرایشی صورت به کار رود.

به علاوه عصاره شیرین‌ بیان از لحاظ تئوری به عنوان یک مشتق ضدالتهاب موضعی مطرح است که می ‌تواند در کاهش قرمزی پوست و تیرگی پس از التهاب، کاربرد داشته باشد.

درمان لک های پوستی

ماده فعال شناخته شده در شیرین بیان، فلاونوئید است که می‌ تواند با پراکنده کردن ملانین، موجب روشن شدن پوست شود.

دوز مورد استفاده، یک گرم در روز برای چهارهفته است تا اثر بالینی آن ظاهر شود. عصاره شیرین‌ بیان هنوز در شمال آمریکا در دسترس نیست ولی در بخش‌هایی از جهان به خصوص در مصر استفاده می ‌شود.

ماده اصلی هیدروفوبیک آن که در اثر گرفتن عصاره شیرین ‌بیان به دست می ‌آید، گلابریدین است که روی پوست موثر می‌ باشد.

خلاصه این که آثار درمانی شیرین‌بیان از دیرباز شناخته شده بوده و از آن برای درمان انواع سرفه‌ها و به عنوان داروی مسکن در پوست استفاده می ‌کردند.

مردم حتی برای درمان اسپاسم و تورم مفاصل و به عنوان ماده‌ای ملین از آن بهره می‌ گرفتند.

از عصاره ریشه ی شیرین ‌بیان هم، به عنوان سد مقاوم در برابر برخی ویروس‌ها مثل هرپس و هپاتیت A و یا در برابر عفونت کاندیدا استفاده می ‌شده است.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جمعه 12 آذر 1395 ساعت 18:22 | بازدید : 63 | نوشته ‌شده به دست padidegolab | ( نظرات 0 )

گیاهی غیر اوتیسی

کدام گیاهان دارویی را بدون تجویز مصرف کنیم؟

کدام گیاهان دارویی را بدون تجویز مصرف کنیم؟

برا کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید:

درمان لک ‌های پوستی با شیرین بیان

یک پژوهشگر باتاکید بر اینکه گیاهان دارویی باید بر اساس دستور پزشک مصرف شود،گفت: تنها گیاهانی دارویی چون گل گاو زبان، میخک و کنجد را بدون مجوز پزشک مصرف کنید.

“مسعود داودآبادی” با بیان این که این گیاهان، “اوتیسی” نام دارند که مصرف آنها بدون مجوز پزشک، مشکلی را ایجاد نمی کند، تصریح کرد: در صورتی که برخی گیاهان “غیر اوتیسی” به صورت نادرست یا به مقدار زیاد استفاده شود، معضلاتی به وجود می آورد. این پژوهشگر افزود: بیشتر این گونه های گیاهی، با ترکیب گیاهان دارویی دیگر و به میزان مشخصی مصرف می شود که در غیر این صورت، مشکلات جبران ناپذیری را به وجود خواهد آورد.

مدیر عامل انجمن شهر خرم و آباد از جمله داروهای گیاهی غیر اوتیسی، “تاتوره، مامیران و عروسک پشت پرده” را نام برد. وی درباره گیاه “تاتوره” گفت: تمام اجزای این گیاه سمی است تا حدی که هیچ حیوانی از آن تغذیه نمی کند. سمی که این گیاه دارد به سرعت، ماهیچه های پشت چشم را منقبض کرده و منجر به کوری چشم و در صورت مصرف کمتر، سبب تار شدن دید می شود.

وی تصریح کرد: مصرف دارویی این گونه گیاهی، برای سینوزیت توصیه می شود و به صورت صنعتی در ترک اعتیاد موثر است. این پژوهشگر خاطر نشان کرد: این گونه گیاهی که نام دیگرش “علف شیطان” است به صورت ترکیبی با داروهای گیاهی دیگر مصرف می شود.

وی درباره گیاه غیراوتیسی “مامیران” نیز گفت: این گونه گیاهی، نوعی ریشه است که مواد سمی زیادی در آن نهفته است. این گونه گیاهی قبل از گل دهی جمع می شود و از لعاب و خاکستر آن در زمان سوزاندن استفاده می شود. این گیاه، مواد معدنی بالایی دارد و با مقدار کم به صورت ترکیبی، ضد تشنج، آرام کننده دردهای روده و مرهمی بر بیماری های مزمن پوستی است.

این پژوهشگر اظهار داشت:این گیاه از تیره خشخاش است و شیرابه زیادی دارد که در اثر تماس مستقیم با پوست و چشم، به آنها آسیب می رساند. به گفته وی، این گونه گیاهی با گشاد کردن عروق قلب، روی جریان خون تاثیر می گذارد و فشار خون را بالا می برد

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آخرین عناوین مطالب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران